🔸 معادل فارسی:
• کنجکاوی بیمارگونه
• کنجکاوی نسبت به مرگ، خشونت یا رنج
• تمایل به دیدن یا دانستن چیزهای ناخوشایند و ترسناک
🔸 مثال ها:
• “I couldn’t look away from the car accident – it was pure morbid curiosity. ”
... [مشاهده متن کامل]
نمی تونستم از صحنه ی تصادف چشم بردارم – کاملاً کنجکاوی بیمارگونه بود.
• “People often watch true crime documentaries out of morbid curiosity. ”
مردم اغلب مستندهای جنایی رو از روی کنجکاوی بیمارگونه تماشا می کنن.
• “His morbid curiosity led him to read about ancient torture methods. ”
کنجکاوی بیمارگونه اش باعث شد درباره ی روش های شکنجه ی باستانی بخونه.
• کنجکاوی بیمارگونه
• کنجکاوی نسبت به مرگ، خشونت یا رنج
• تمایل به دیدن یا دانستن چیزهای ناخوشایند و ترسناک
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نمی تونستم از صحنه ی تصادف چشم بردارم – کاملاً کنجکاوی بیمارگونه بود.
مردم اغلب مستندهای جنایی رو از روی کنجکاوی بیمارگونه تماشا می کنن.
کنجکاوی بیمارگونه اش باعث شد درباره ی روش های شکنجه ی باستانی بخونه.