🔸 نکته:
moral void را با moral bankruptcy ( ورشکستگی اخلاقی ) و moral vacuum ( خلأ اخلاقی ) اشتباه نگیرید.
moral bankruptcy بار معنایی فروپاشی کامل اخلاقیات را قوی تر منتقل می کند، moral vacuum تقریباً هم معناست و گاهی به جای moral void به کار می رود، در حالی که moral void بر تهی بودن از اخلاق تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این اصطلاح در متون سیاسی برای انتقاد شدید از رهبران و نهادها رایج است.
moral void را با moral bankruptcy ( ورشکستگی اخلاقی ) و moral vacuum ( خلأ اخلاقی ) اشتباه نگیرید.
moral bankruptcy بار معنایی فروپاشی کامل اخلاقیات را قوی تر منتقل می کند، moral vacuum تقریباً هم معناست و گاهی به جای moral void به کار می رود، در حالی که moral void بر تهی بودن از اخلاق تأکید دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این اصطلاح در متون سیاسی برای انتقاد شدید از رهبران و نهادها رایج است.
🔸 معادل فارسی:
• پوچی اخلاقی
• تهی از اخلاق | بی اخلاق
• فاقد وجدان اخلاقی | فقدان اصول اخلاقی
🔸 مثال ها:
• I find him to be a moral void.
من او را فردی تهی از اخلاق می دانم.
• The regime was described as a moral void.
... [مشاهده متن کامل]
آن رژیم به عنوان یک خلأ اخلاقی توصیف شد.
• The scandal revealed a moral void at the top of the company.
آن رسوایی خلأ اخلاقی در رأس شرکت را آشکار کرد.
• پوچی اخلاقی
• تهی از اخلاق | بی اخلاق
• فاقد وجدان اخلاقی | فقدان اصول اخلاقی
🔸 مثال ها:
من او را فردی تهی از اخلاق می دانم.
... [مشاهده متن کامل]
آن رژیم به عنوان یک خلأ اخلاقی توصیف شد.
آن رسوایی خلأ اخلاقی در رأس شرکت را آشکار کرد.