monotone

/ˈmɑːnəˌtoʊn//ˈmɒnətəʊn/

معنی: صدای یکنواخت، تکرار هماهنگ، یک نواخت
معانی دیگر: یک جور بودن (سبک یا طرز یا رنگ و غیره)، قرائت یا نیایش با صدای یکنواخت، (تکرار صوت بخصوص یا ادای واژه ها با نوای یکنواخت) یکنواختی، (موسیقی) تک آهنگ، (آواز) یک دانگ، صدای یکنواخت و خسته کننده، زرزر

جمله های نمونه

1. all night we heard the monotone of monks saying their prayers
تمام شب صدای یک نواخت راهبان را که دعا می خواندند شنیدیم.

2. the land was a gray monotone
زمین یک دست خاکستری بود.

3. a cat with a monotone coat.
[ترجمه گوگل]یک گربه با کت یکنواخت
[ترجمه ترگمان]یک گربه با یک لباس معمولی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. a monotone recitation of names.
[ترجمه گوگل]تلاوت یکنواخت اسامی
[ترجمه ترگمان]یک نوع تکرار نام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He spoke in a flat monotone.
[ترجمه گوگل]با یکنواختی صاف صحبت کرد
[ترجمه ترگمان]صدایش یکنواخت و یکنواخت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She talked in a deep nasal monotone.
[ترجمه گوگل]با یکنواختی عمیق بینی صحبت کرد
[ترجمه ترگمان]با صدای بم و یکنواختی صحبت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He spoke in a monotone drawl.
[ترجمه گوگل]یکنواخت صحبت کرد
[ترجمه ترگمان]با لحنی یکنواخت و یکنواخت حرف می زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She gave Roman Dana's message in a monotone that revealed far more than she knew.
[ترجمه گوگل]او پیام رومن دانا را به صورت یکنواخت بیان کرد که بسیار بیشتر از آنچه که می دانست آشکار کرد
[ترجمه ترگمان]پیغام دنا را با صدای یکنواختی که بیش از آنچه می دانست فاش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In a barely audible monotone, she gave her evidence.
[ترجمه گوگل]با یک صدایی به سختی قابل شنیدن، او مدرک خود را ارائه کرد
[ترجمه ترگمان]با صدایی که به زحمت شنیده می شد، مدارک را به او داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The land, relentlessly monotone in all but a few summer weeks of feverish flowering, is almost uninhabited.
[ترجمه گوگل]زمینی که به‌طور بی‌رحمانه در تمام گل‌های تب‌آلود به جز چند هفته تابستان، یکنواخت است، تقریباً خالی از سکنه است
[ترجمه ترگمان]زمین، بی وقفه، یکنواخت و یکنواخت، فقط چند هفته تابستان پر از گل و لای، تقریبا غیر مس کون بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Duvall drawled in a strange monotone.
[ترجمه گوگل]دووال با صدای یکنواخت عجیبی کشید
[ترجمه ترگمان]Duvall با صدایی عجیب و یکنواخت ادامه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Methods The upper-lower solutions, monotone derivative methods, the maximum principle, comparison principle and principal eigenvalue theory were used.
[ترجمه گوگل]روش‌ها از راه‌حل‌های بالا به پایین، روش‌های مشتق یکنواخت، اصل حداکثر، اصل مقایسه و نظریه ارزش ویژه اصلی استفاده شد
[ترجمه ترگمان]روش ها راه حل های پایین - پایین، روش های مشتق یکنواخت، اصل حداکثر، اصل مقایسه ای و اصل مقدار ویژه اصلی مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This paper extends the concept of monotone chain in computational geometry. It presents a new polygon scanning fill algorithm, polygon filling algorithm based on monotony chain.
[ترجمه گوگل]این مقاله مفهوم زنجیره یکنواخت را در هندسه محاسباتی گسترش می دهد این یک الگوریتم پر کردن اسکن چند ضلعی جدید، الگوریتم پر کردن چند ضلعی بر اساس زنجیره یکنواختی را ارائه می دهد
[ترجمه ترگمان]این مقاله مفهوم زنجیره یکنواخت در هندسه محاسباتی را گسترش می دهد این الگوریتم یک الگوریتم چند ضلعی جدید را برای اسکن کردن الگوریتم، الگوریتم پر کردن چند ضلعی براساس زنجیره یکنواختی ارائه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For this method, the solution of a nonlinear monotone function, which is very common in electromagnetic soundings, is obtained via continued fraction iteration technique.
[ترجمه گوگل]برای این روش، حل یک تابع یکنواخت غیرخطی، که در صوت های الکترومغناطیسی بسیار رایج است، از طریق تکنیک تکرار کسر ادامه دار به دست می آید
[ترجمه ترگمان]برای این روش، راه حل یک تابع یکنواخت (یکنواخت)غیرخطی که در اعماق الکترومغناطیسی بسیار رایج است از طریق تکنیک تکرار پیوسته به دست می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A new fixed point theorem for mixed monotone operator in a cone is presented, and with its help we establish existence theorems of positive almost automorphic solutions.
[ترجمه گوگل]یک قضیه نقطه ثابت جدید برای عملگر یکنواخت مخلوط در یک مخروط ارائه شده است، و با کمک آن قضایای وجودی راه‌حل‌های تقریباً خودکار مثبت را ایجاد می‌کنیم
[ترجمه ترگمان]یک قضیه نقطه ثابت جدید برای اپراتور یکنواخت و یکنواخت در یک مخروط ارائه شده است و با کمک آن برهان وجود راه حل های تقریبا automorphic مثبت را ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صدای یکنواخت (اسم)
monotone

تکرار هماهنگ (اسم)
monotone

یک نواخت (صفت)
level, singsong, same, uniform, unisonant, unisonous, monotonous, invariable, steady, monotone, monotonic

تخصصی

[ریاضیات] یکنواخت، یکنوا
[آمار] یکنوا

انگلیسی به انگلیسی

• same sound, repetitious tone, sameness of style
a monotone is a sound which does not vary at all and is boring to listen to.

پیشنهاد کاربران

یکنواخت - صفت/اسم
He spoke in a monotone voice
تک آهنگ - صفت/اسم
The teacher's monotone delivery made it hard to stay awake
بی فراز - صفت
His life has become a monotone.
بی زیرو بم - صفت/اسم
...
[مشاهده متن کامل]

Monotone clothes makes you unoticed.
خشک - صفت
They always have monotone fights.

📋 دوستان در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم mono
📌 این پیشوند، معادل "one" یا "single" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "one" یا "single" مربوط هستند.
📂 مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

🔘 monologue: A speech or performance by one person
🔘 monochrome: A single color or shade
🔘 monopoly: A market controlled by a single seller
🔘 monotonous: Lacking variation; repetitive or dull
🔘 monogamy: The practice of having one spouse at a time
🔘 monoxide: A chemical compound containing one oxygen atom
🔘 monolithic: Large, single, and uniform in structure
🔘 monotheism: Belief in a single god
🔘 monorail: A railway system with a single rail
🔘 monosyllable: A word with only one syllable
🔘 monopsony: A market controlled by a single buyer
🔘 monocle: A single lens used to correct vision in one eye
🔘 monarchy: A form of government led by a single ruler, often a king or queen
🔘 monoculture: The practice of growing a single crop in a given area
🔘 monostable: Having only one stable state
🔘 monomer: A molecule that can join together with others to form a polymer
🔘 monopole: A single magnetic pole, either north or south
🔘 monotone: A continuous tone without variation in pitch
🔘 monograph: A detailed written study of a single subject
🔘 monocot: A type of plant with one seed leaf
🔘 monoplane: An aircraft with a single main wing
🔘 monotonic: A sequence that either never increases or never decreases
🔘 monoclonal: Derived from a single clone of cells
🔘 monophonic: Sound with a single audio channel
🔘 monotony: Lack of variety, making things repetitive and dull
🔘 monofocal: Having one focal point
🔘 monopod: A single - legged support, often used for cameras
🔘 monovalent: Having a valence of one
🔘 monomania: An obsession with one idea or subject
🔘 monolithic: Large and uniform, as if made from a single stone
🔘 monochromic: Relating to one color
🔘 monoculture: The practice of growing a single type of crop
🔘 monotask: The act of focusing on one task at a time
🔘 monolayer: A single layer of cells or material
🔘 monosemous: Having only one meaning
🔘 monostructural: Having a single structural pattern or form
🔘 monotropism: A tendency to focus on one aspect of a situation
🔘 monopolar: Having one pole or focus
🔘 monospecific: Pertaining to a single species
🔘 monoglot: A person who speaks only one language

🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : monotone / monotony
✅️ صفت ( adjective ) : monotonous / monotonic
✅️ قید ( adverb ) : monotonously / monotonically
صدایی است که به هیچ وجه تغییر نمی کند و گوش دادن به آن کسل کننده است

Adj :
without colour or variety
بیرنگ یا بدون رنگ های گوناگون
یک رنگ ( ی )
You monotone humans are alike
Star Trek TOS
تک رنگ

بپرس