modernizer
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• نوساز، نوسازی گر، متجدد
• طرفدار مدرنیزاسیون، کسی که به دنبال به روزرسانی ساختارها است
• اصلاح طلب ( در مقابل سنت گرا )
🔸 مثال ها:
"He was a modernizer within the church, advocating for women priests and same - sex marriage. "
... [مشاهده متن کامل]
او یک اصلاح طلب در درون کلیسا بود و از کشیش های زن و ازدواج همجنس گرایان طرفداری می کرد.
"The new CEO is a modernizer, replacing the old mainframe computers with cloud - based systems. "
مدیرعامل جدید یک متجدد است و کامپیوترهای قدیمی مرکزی را با سیستم های ابری جایگزین می کند.
"The general was a military modernizer, shifting focus from conventional ground troops to special forces and drone warfare. "
آن ژنرال یک نوساز نظامی بود و تمرکز را از نیروهای زمینی متعارف به سمت نیروهای ویژه و جنگ پهپادی تغییر داد.
• نوساز، نوسازی گر، متجدد
• طرفدار مدرنیزاسیون، کسی که به دنبال به روزرسانی ساختارها است
• اصلاح طلب ( در مقابل سنت گرا )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او یک اصلاح طلب در درون کلیسا بود و از کشیش های زن و ازدواج همجنس گرایان طرفداری می کرد.
مدیرعامل جدید یک متجدد است و کامپیوترهای قدیمی مرکزی را با سیستم های ابری جایگزین می کند.
آن ژنرال یک نوساز نظامی بود و تمرکز را از نیروهای زمینی متعارف به سمت نیروهای ویژه و جنگ پهپادی تغییر داد.
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است )
•
⚫ واژه ی برنهاده: نوینیزگر
•
⚫ نگارش به خط لاتین: Novinizgar
•
⚫ آمیخته از: نوین ( modern ) و �یز� ( ize ) و �گر� ( er )
... [مشاهده متن کامل]
•
⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده های یک یا چندیِک از اینها اند:
فرهنگستان زبان و ادب، پارسی انجمن، بازدیسان پارسی، دکتر حیدری ملایری، دکتر حسابی، دکتر ادیب سلطانی
•
⚫ سایِن ها ( nuances ) را باهم جابجا نشناسیم.
•
⚫ واژه ی برنهاده: نوینیزگر
•
⚫ نگارش به خط لاتین: Novinizgar
•
⚫ آمیخته از: نوین ( modern ) و �یز� ( ize ) و �گر� ( er )
... [مشاهده متن کامل]
•
⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاده های یک یا چندیِک از اینها اند:
فرهنگستان زبان و ادب، پارسی انجمن، بازدیسان پارسی، دکتر حیدری ملایری، دکتر حسابی، دکتر ادیب سلطانی
•
⚫ سایِن ها ( nuances ) را باهم جابجا نشناسیم.
یا مُدرن می توانیم بگوییم یا نُوین.
Modern =
مدرن/نوین
Modernly =
مدرنانه/نوینانه
Modernity =
مدرنگی/نوینی/نوینگی
Modernize =
مدرنیدن/نوینیدن
Modernizing =
مدرنیدن، مدرنان/نوینیدن، نوینان
... [مشاهده متن کامل]
مُدرنان مانند خندان ( کسی که میخنند = چیزی که می مدرند )
Modernizer =
مدرننده/نویننده
Modernized =
مدرنیده/نوینیده
Modernization =
مدرنش/نوینش/مدرن سازی، نوین سازی
Modernness =
مدرنیَّت/نوینیَّت
Modernism =
مدرنگرایی/نوینگرایی
Modernist =
مدرنگرا/نوینگرا
*Modernistize =
مدرنگرایاندن/نوینگرایاندن
*Modernistized =
مدرنگرایانده/نوینگرایانده
*Modernistizaion =
مدرنگرایانش/نوینگرایانش
Modernistic =
مدرنگرایک/نوینگراییک
Modernisticize = مدرنگرایکاندن/ نوینگرایکاندن
*Modernisticizer =
مدرنگرایکاننده/نونیگراییکاننده
*Modernisticized =
مدرنگرایکانده/نوینگرایکانده
*Modernisticization =
مدرنگرایکانش/نونینگرایکانش
*Modernistical =
مدرنگرایین/نوینگرایین
*Modernistically =
مدرنگرایینانه/نوینگرایینانه
*Modernisticalize =
مدرنگرایینیدن/نونینگرایینیدن
*Modernisticalizer =
مدرنگراییننده/نونیگراییننده
*Modernisticalized =
مدرنگرایینیده/نونیگرایینیده
*Modernisticalization =
مدرنگرایینش/نوینگرایینش
آن واژه هایی که با ستاره = * مشخص شده، بدین معنی ایه که یا اصلا در زبان وجود نداره، یا به ندرت بکار میره.
مدرن/نوین
مدرنانه/نوینانه
مدرنگی/نوینی/نوینگی
مدرنیدن/نوینیدن
مدرنیدن، مدرنان/نوینیدن، نوینان
... [مشاهده متن کامل]
مُدرنان مانند خندان ( کسی که میخنند = چیزی که می مدرند )
مدرننده/نویننده
مدرنیده/نوینیده
مدرنش/نوینش/مدرن سازی، نوین سازی
مدرنیَّت/نوینیَّت
مدرنگرایی/نوینگرایی
مدرنگرا/نوینگرا
مدرنگرایاندن/نوینگرایاندن
مدرنگرایانده/نوینگرایانده
مدرنگرایانش/نوینگرایانش
مدرنگرایک/نوینگراییک
Modernisticize = مدرنگرایکاندن/ نوینگرایکاندن
مدرنگرایکاننده/نونیگراییکاننده
مدرنگرایکانده/نوینگرایکانده
مدرنگرایکانش/نونینگرایکانش
مدرنگرایین/نوینگرایین
مدرنگرایینانه/نوینگرایینانه
مدرنگرایینیدن/نونینگرایینیدن
مدرنگراییننده/نونیگراییننده
مدرنگرایینیده/نونیگرایینیده
مدرنگرایینش/نوینگرایینش
آن واژه هایی که با ستاره = * مشخص شده، بدین معنی ایه که یا اصلا در زبان وجود نداره، یا به ندرت بکار میره.
نوگرا
مدرن ساز، عامل به مدرنیته، مدرن گرا، مدرنیست، حامی مدرنیته