moaning

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. she is always moaning that she's overworked
او همیشه آه و ناله می کند که کارش زیاد است.

2. They were all moaning and groaning about the amount of work they had.
[ترجمه ن] آن ها همه به خاطر کار زیادی که داشتند، ناله و زاری می کردند
|
[ترجمه ترگمان]همه آن ها از مقدار کاری که کرده بودند ناله و زاری می کردند
[ترجمه گوگل]همه آنها ناله و نگرانی در مورد میزان کار آنها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The injured man was lying on the ground, moaning.
[ترجمه ترگمان]مرد آسیب دیده روی زمین افتاده بود و ناله می کرد
[ترجمه گوگل]مرد زخمی روی زمین غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It pisses me off when they start moaning about going to war.
[ترجمه ترگمان]وقتی شروع به جنگ به جنگ می کنند حالم را به هم می زند
[ترجمه گوگل]وقتی آنها شروع به ناله در مورد رفتن به جنگ می کنند، من را می سوزانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What are you moaning about this time?
[ترجمه ترگمان]این دفعه برای چی ناله می کنی؟
[ترجمه گوگل]در این زمان چه چیزی داری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She's always moaning that she has too much work to do.
[ترجمه ترگمان]همیشه ناله می کند که کار زیادی برای انجام دادن دارد
[ترجمه گوگل]او همیشه ناله می کند که کارهایش خیلی زیاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's always moaning about how poor he is.
[ترجمه ترگمان]همیشه در مورد اینکه چقدر فقیر است ناله می کند
[ترجمه گوگل]او همیشه ناله می کند که چقدر فقیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What are you moaning about now?
[ترجمه ترگمان]الان داری واسه چی ناله می کنی؟
[ترجمه گوگل]در حال حاضر چه چیزی در حال زجر کشیدن است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They're always moaning and groaning about how much they have to do.
[ترجمه ترگمان]آن ها همیشه ناله و ناله می کنند و درباره اینکه چقدر باید بکنند ناله می کنند
[ترجمه گوگل]آنها همیشه ناله و نگرانی در مورد چقدر آنها باید انجام دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Oh stop being such a moaning minnie!
[ترجمه ترگمان]اوه، دست از این مینی ناله نکن
[ترجمه گوگل]آه متوقف بودن چنین ناله ای نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I've had a bellyful of your moaning.
[ترجمه ترگمان]من از این ناله و زاری تو خسته شدم
[ترجمه گوگل]من ناله ای از شما داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He kept moaning on and on.
[ترجمه ترگمان]همچنان می نالید و ادامه می داد
[ترجمه گوگل]او همچنان ناله می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I heard a low moaning noise.
[ترجمه ترگمان]صدای ناله ضعیفی شنیدم
[ترجمه گوگل]من یک سر و صدای ناله کم شنیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You guys should just stop moaning and get a life!
[ترجمه ترگمان]شماها باید دست از ناله بردارین و یه زندگی بگیرین
[ترجمه گوگل]شما بچه ها باید فقط ناله را متوقف کنید و زندگی کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• complaining; groaning; lamenting (archaic)

پیشنهاد کاربران

ناله و زاری کردن - مویه کردن
عشوه و ناز در تعبیری عامیانه .
ناله کنان، شیون کنان، زاری کنان، گریه کنان
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما