mitigable


تخفیف دادنی

انگلیسی به انگلیسی

• may be appeased, may be relieved, can be soothed or calmed

پیشنهاد کاربران

میتیگِبِل ( با تأکید بر هجای اول )
🔸 معادل فارسی:
• قابلِ تخفیف / قابلِ کاهش
• قابلِ تعدیل / قابلِ تسکین
• قابلِ کاستن ( از شدت یا آثارِ منفی )
🔸 مثال ها:
• "The environmental damage caused by the oil spill is mitigable with rapid response and cleanup efforts. "
...
[مشاهده متن کامل]

آسیبِ زیست محیطیِ ناشی از نشتِ نفت، با واکنشِ سریع و تلاش هایِ پاک سازی قابلِ کاهش است.
• "Many of the risks associated with the new technology are mitigable through proper training and safety protocols. "
بسیاری از خطراتِ مرتبط با فناوریِ جدید، از طریقِ آموزشِ مناسب و پروتکل هایِ ایمنی قابلِ تخفیف هستند.
• "The judge ruled that the defendant's financial losses were mitigable and did not warrant compensation. "
قاضی حکم داد که ضررهایِ مالیِ متهم قابلِ کاهش بوده و نیازی به غرامت ندارد.
• "Climate change is not entirely avoidable, but its worst effects are mitigable with global cooperation. "
تغییراتِ اقلیمی به طورِ کامل قابلِ اجتناب نیستند، اما بدترینِ تأثیراتِ آنها با همکاریِ جهانی قابلِ کاهش است.