کسی یا چیزی را با کسی یا چیز دیگری اشتباه گرفتن
مثالها:
"I mistook her for her sister. They look so alike!"
او را با خواهرش اشتباه گرفتم. آنقدر شبیه هم هستند!
"He mistook the poison for medicine and drank it. "
... [مشاهده متن کامل]
سم را با دارو اشتباه گرفت و خورد.
"Don't mistake kindness for weakness. "
مهربانی را با ضعف اشتباه نگیر.
"I'm sorry, I mistook you for someone else. "
متاسفم، شما را با شخص دیگری اشتباه گرفتم.
"The old man mistook the shadow for a ghost. "
پیرمرد سایه را با یک روح اشتباه گرفت.
مثالها:
او را با خواهرش اشتباه گرفتم. آنقدر شبیه هم هستند!
... [مشاهده متن کامل]
سم را با دارو اشتباه گرفت و خورد.
مهربانی را با ضعف اشتباه نگیر.
متاسفم، شما را با شخص دیگری اشتباه گرفتم.
پیرمرد سایه را با یک روح اشتباه گرفت.