( اسم - زبان ییدیش/عامیانه یهودی )
میش پاخا
🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) خویشاوندان، بستگان، تبار
• ( خانواده گسترده ) فامیل، قوم و خویش
• ( معنای گسترده تر ) حلقه نزدیکان و دوستان صمیمی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
Was I invited to family dinner because Tatiana considered me mishpocha?
آیا به شام خانوادگی دعوت شدم چون تاتیانا مرا جزو فامیل ( خانواده گسترده ) می دانست؟
My grandmother always used to say we were descended from Genghis Khan. . . So you see, Lady Di, we're mishpocha.
مادربزرگم همیشه می گفت ما از نوادگان چنگیزخان هستیم. . . پس می بینی، لیدی دی، ما با هم فامیل هستیم.
Parents, grandparents, siblings, uncles, aunts, cousins, all form part of that extended family Jews call mishpocheh.
پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، خواهر و برادر، عمو و عمه و دایی و خاله، پسرعموها و دخترعموها، همه بخشی از آن خانواده گسترده ای هستند که یهودیان آن را میشپاخه می نامند.
میش پاخا
🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) خویشاوندان، بستگان، تبار
• ( خانواده گسترده ) فامیل، قوم و خویش
• ( معنای گسترده تر ) حلقه نزدیکان و دوستان صمیمی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
آیا به شام خانوادگی دعوت شدم چون تاتیانا مرا جزو فامیل ( خانواده گسترده ) می دانست؟
مادربزرگم همیشه می گفت ما از نوادگان چنگیزخان هستیم. . . پس می بینی، لیدی دی، ما با هم فامیل هستیم.
پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، خواهر و برادر، عمو و عمه و دایی و خاله، پسرعموها و دخترعموها، همه بخشی از آن خانواده گسترده ای هستند که یهودیان آن را میشپاخه می نامند.