misbegotten

/ˌmɪsbəˈɡɑːtn̩//ˌmɪsbɪˈɡɒtn̩/

معنی: ناحق، اولاد نامشروع
معانی دیگر: حرامزاده، مول، خشوک (misbegot هم می گویند)، misbegot ناحق، اولاد نامشروع حرامزاده
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Her misbegotten father spent most of his adult life in prison.
[ترجمه گوگل]پدر بدزاد او بیشتر دوران بزرگسالی خود را در زندان گذراند
[ترجمه ترگمان]پدرش بیشتر عمرش را در زندان به سر می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The third chapter concentrates on A Moon Misbegotten.
[ترجمه گوگل]فصل سوم بر روی A Moon Misbegotten تمرکز دارد
[ترجمه ترگمان]فصل سوم بر روی یک ماه متمرکز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In A Moon for the Misbegotten by Eugene O'Neill, the hero and heroine are representatives of the lost moderns in the early twentieth century.
[ترجمه گوگل]در «ماهی برای بدزادگان» نوشته یوجین اونیل، قهرمان و قهرمان، نمایندگان مدرن‌های گمشده در اوایل قرن بیستم هستند
[ترجمه ترگمان]در ماه برای misbegotten توسط یوجین اونیل، قهرمان و قهرمان از the از دست رفته در اوایل قرن بیستم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mules are misbegotten, unnatural critters and it ought to be illegal to breed them. "
[ترجمه گوگل]قاطرها موجودات نادرست و غیر طبیعی هستند و پرورش آنها باید غیرقانونی باشد "
[ترجمه ترگمان]قاطرها حرومزاده، غیر طبیعی هستند و باید غیر قانونی باشند که آن ها را پرورش دهیم \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Some fool broke into his house in a misbegotten attempt to end his rotten life.
[ترجمه گوگل]یک احمق در تلاشی نادرست برای پایان دادن به زندگی فاسدش وارد خانه او شد
[ترجمه ترگمان]یه احمق به زور وارد خونه ش شده و داره سعی میکنه که زندگی rotten رو تموم کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. EXAMPLE: The thief used his misbegotten wealth to buy expensive clothes and cars.
[ترجمه گوگل]مثال: دزد از ثروت به دست آمده خود برای خرید لباس و اتومبیل گران قیمت استفاده کرد
[ترجمه ترگمان]مثال: دزد از ثروت misbegotten برای خرید لباس های گران قیمت و ماشین های گران قیمت استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. " What should ail me to harm this misbegotten and miserable babe?
[ترجمه گوگل]«چه چیزی باید به من کمک کند که به این بچه بدبخت و بدبخت آسیب برسانم؟
[ترجمه ترگمان]چه چیزی باید به من صدمه بزنه که این حرومزاده حرومزاده و بیچاره رو اذیت کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What is the world to do about such misbegotten states?
[ترجمه گوگل]دنیا در برابر چنین دولت های نادرست چه باید بکند؟
[ترجمه ترگمان]دنیا چه کار می تواند در مورد چنین ایالت های misbegotten انجام دهد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Sun he bought long ago from Hugh Cudlipp was a misbegotten creation heading straight for the abattoir.
[ترجمه گوگل]خورشیدی که او مدت‌ها پیش از هیو کادلیپ خرید، مخلوقی نادرست بود که مستقیماً به سمت کشتارگاه می‌رفت
[ترجمه ترگمان]خورشیدی که مدت ها قبل از هیو Cudlipp خریده بود، a بود که مستقیما به سمت abattoir حرکت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Afterwards it strikes me what that movie is, and I reel out of the cinema like a suitor at the end of a misbegotten date.
[ترجمه گوگل]بعد از آن به نظرم می رسد که آن فیلم چیست، و من مثل یک خواستگار در پایان یک تاریخ نادرست از سینما بیرون می روم
[ترجمه ترگمان]بعد از آن به من می کوبد که آن فیلم چیست، و من مانند یک خواستگار در پایان یک تاریخ misbegotten، از سینما دور می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. On the telephone I feel as if I am testifying in court and a stenographer is taking down every misbegotten syllable.
[ترجمه گوگل]در تلفن احساس می‌کنم که در دادگاه شهادت می‌دهم و یک تن‌نگار هر هجای نادرست را پایین می‌آورد
[ترجمه ترگمان]در تلفن، احساس می کنم که دارم در دادگاه شهادت می دهم و یک دختر stenographer هم هر جمله misbegotten را یادداشت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This ancient activity, which accounts for only 8% of world merchandise trade, is the most heavily distorted by misbegotten policies.
[ترجمه گوگل]این فعالیت باستانی که تنها 8 درصد از تجارت کالای جهانی را تشکیل می دهد، بیشترین تحریف را در اثر سیاست های نادرست ایجاد کرده است
[ترجمه ترگمان]این فعالیت باستانی که تنها ۸ % تجارت جهانی را تشکیل می دهد، به شدت تحت تاثیر سیاست های misbegotten قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. None of us is immune to the heartaches and sorrows that inhabit this misbegotten world.
[ترجمه گوگل]هیچ یک از ما از دردها و غم هایی که در این دنیای نابسامان زندگی می کند مصون نیستیم
[ترجمه ترگمان]هیچ کد وم از ما در برابر غم و اندوهی که در این دنیای حرومزاده وجود داره مصون نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Nor is "The Icarus Syndrome" merely a recitation of misbegotten interventions.
[ترجمه گوگل]همچنین «سندرم ایکاروس» صرفاً بازخوانی مداخلات نادرست نیست
[ترجمه ترگمان]و نه \"سندرم داون\" صرفا یک قرائت از مداخلات misbegotten است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ناحق (صفت)
unreasonable, iniquitous, misbegotten, unjustifiable

اولاد نامشروع (صفت)
misbegotten

به انگلیسی

• illegitimate, bastard; supposititious, having an improper origin; badly made or performed

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما