🔸 معادل فارسی:
• ( سیاسی/استعاری ) قانع کردن با اطلاعات نادرست یا وعده های اغراق آمیز
• ( مجازی ) فروختن ایده ای نادرست و غیرواقعی به کسی
• با وعده های خوشبینانه و غلط، کسی را به انجام کاری خطرناک متقاعد کردن
... [مشاهده متن کامل]
• گمراه کردن، فریب دادن ( در مورد یک تصمیم استراتژیک )
🔸 مثال ها ( برای "mis - sell" در بافت سیاسی/استعاری ) :
"The president was mis - sold on the intelligence, told that the dictator had weapons of mass destruction, which turned out not to exist. "
به رئیس جمهور اطلاعات نادرست فروخته شد ( او را با اطلاعات نادرست قانع کردند ) که دیکتاتور سلاح های کشتار جمعی دارد، در حالی که چنین سلاح هایی وجود نداشت.
"Mis - selling a war is the greatest crime a leader can commit, because the price is paid in the blood of soldiers and civilians. "
فروش نادرست یک جنگ ( اقناع دیگران برای شروع جنگ با وعده های دروغین ) بزرگ ترین جنایتی است که یک رهبر می تواند مرتکب شود، زیرا بهای آن با خون سربازان و غیرنظامیان پرداخته می شود.
• ( سیاسی/استعاری ) قانع کردن با اطلاعات نادرست یا وعده های اغراق آمیز
• ( مجازی ) فروختن ایده ای نادرست و غیرواقعی به کسی
• با وعده های خوشبینانه و غلط، کسی را به انجام کاری خطرناک متقاعد کردن
... [مشاهده متن کامل]
• گمراه کردن، فریب دادن ( در مورد یک تصمیم استراتژیک )
🔸 مثال ها ( برای "mis - sell" در بافت سیاسی/استعاری ) :
به رئیس جمهور اطلاعات نادرست فروخته شد ( او را با اطلاعات نادرست قانع کردند ) که دیکتاتور سلاح های کشتار جمعی دارد، در حالی که چنین سلاح هایی وجود نداشت.
فروش نادرست یک جنگ ( اقناع دیگران برای شروع جنگ با وعده های دروغین ) بزرگ ترین جنایتی است که یک رهبر می تواند مرتکب شود، زیرا بهای آن با خون سربازان و غیرنظامیان پرداخته می شود.