minutiae

/məˈnuːʃiə//maɪˈnjuːʃɪiː/

معنی: فروع، جزئیات
معانی دیگر: جزئیات کم اهمیت
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

فروع (اسم)
branches, minutiae

جزئیات (اسم)
detail, minutiae, circumstantiality, elaboration, particularity

به انگلیسی

• trivial details, insignificant matters (also minutia)
minutiae are small, unimportant details; a formal word.

پیشنهاد کاربران

دقایق و ظرایف
جزئیات بی اهمیت
minutiae ( علوم نظامی )
واژه مصوب: ریزاثر
تعریف: اثری که از سایش یا تماس شیارهای کف دست یا انگشتان پا یا کف پا به جا مانده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما