mind you

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Mind you, don't leave the windows open when you go out.
[ترجمه حسین] یادتان باشد هنگام بیرون رفتن پنجره ها باز نمانند.
|
[ترجمه علي] این را هم بگم که وقتی بیرون میری پنجره ها را باز نگذار.
|
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید، وقتی بیرون می روید پنجره ها را باز نگذارید
[ترجمه ترگمان]مواظب خودت باش، وقتی بیرون میری پنجره ها رو باز نکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mind you, don't kiss all my face powder off!
[ترجمه محصل] مواظب باش تمام کرم پودر صورتم رو با بوسیدن پاک نکنی
|
[ترجمه گوگل]حواست باشه، تمام پودر صورتم رو نبوس!
[ترجمه ترگمان]مواظب خودت باش، تمام صورتم را ببوس!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mind you. That dog is very dangerous when provoked.
[ترجمه حسین] مراقب باشید. این سگ هنگامی که تحریک میشود بسیار خطرناک است.
|
[ترجمه گوگل]حواست بهت باشه آن سگ وقتی تحریک می شود بسیار خطرناک است
[ترجمه ترگمان] مواظب خودت باش این سگ وقتی عصبانی میشه خیلی خطرناکه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mind you don't bump your head on the low ceiling.
[ترجمه حسین] مواظب باشید سرتان به سقف کوتاه برخورد نکند.
|
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که سر خود را به سقف پایین نکوبید
[ترجمه ترگمان]مواظب باش سرتو روی سقف کوتاه تکون ندی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He's very untidy about the house; mind you, I'm not much better.
[ترجمه علي] خانه او خیلی نا مرتب است. این را هم بگویم که من خیلی بهتر از این نمیشوم.
|
[ترجمه سوگند] او در خانه خیلی نامرتب است. راستشوبخوای ( اگرچه ) منم بهتر نیستم
|
[ترجمه گوگل]او در مورد خانه بسیار نامرتب است حواست باشه من خیلی بهتر نیستم
[ترجمه ترگمان]در مورد این خانه خیلی نامرتب و نامرتب است؛ مواظب خودت باش، حالم بهتر نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mind you, don't catch that cup with your elbow.
[ترجمه گوگل]حواست باشه اون فنجان رو با آرنجت نگیر
[ترجمه ترگمان]مواظب خودت باش، اون جام رو با آرنج خودت نگیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I didn't make a definite promise, mind you.
[ترجمه گوگل]من قول قطعی ندادم، توجه داشته باشید
[ترجمه ترگمان]من به تو قول قطعی ندادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This knife is sharp. Mind you don't cut yourself!
[ترجمه گوگل]این چاقو تیز است حواستون باشه خودتونو برش نداری!
[ترجمه ترگمان]این چاقو تیز است به خاطر داشته باش که خودت را اصلاح نکنی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Don't your parents mind you staying out so late?
[ترجمه عاطفه] والدینت با بیرون موندنت تا دیر وقت مشکلی ندارند؟
|
[ترجمه گوگل]آیا پدر و مادرت اهمیتی نمی دهند که تا دیروقت بیرون بمانی؟
[ترجمه ترگمان]ناراحت نمی شوی که تا دیروقت بیرون بمانی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I don't mind you joking. I like it.
[ترجمه گوگل]بدم نمیاد شوخی کنی من این را دوست دارم
[ترجمه ترگمان]اشکالی نداره شوخی کنی ازش خوشم میاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Mind you don't knock that glass over.
[ترجمه عاطفه] مراقب باش لیوان رو نندازی
|
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که آن لیوان را نکوبید
[ترجمه ترگمان]اشکال نداره اون لیوان رو به هم بزنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mind you don't get your feet wet.
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که پاهای خود را خیس نمی کنید
[ترجمه ترگمان]مواظب باش پاهات خیس نشن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Mind you don't cut your fingers off!
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید که انگشتان خود را قطع نکنید!
[ترجمه ترگمان]مواظب باش انگشتت رو قطع نکنی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Mind you don't knock your head .
[ترجمه گوگل]حواستون باشه سرتونو نکوبید
[ترجمه ترگمان]حواست را جمع کن که در را نمی زنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• pay attention, bear in mind

پیشنهاد کاربران

اینم بگم که - اینم داشته باش که
این را هم اضافه کنم که/این را هم بگویم که
ناگفته نماند که. . .
دقت کنید، توجه کنید که . . .
( برای بیان تاکید روی عبارت خاصی )

https://www. merriam - webster. com/dictionary/mind you
این ( مطلب ) را هم در نظر داشته باش که. . .
اگر چه
just so you know" or " to let you know"
( البته ) ناگفته نماند
My parents kicked me out of the house multiple times. Mind you, I hadn't done anything wrong.
ناگفته نماند ک. . . .
حواست باشه که. . . .
البته اینم بگم، ناگفته نمونه که . . .
یادت باشه که

البته این رو هم بگم که.
فکرشو بکن
این یه لینکینگ ورده معنیش but میشه
but - mind you - but at the same time - that saidاینا همشون یه معنین تقریبن
بگم ها. . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما