mind that puddle

پیشنهاد کاربران

🔸 تعریف ها:
۱. ( محاوره ای – هشدار فیزیکی ) : هشدار به کسی برای اجتناب از یک چاله آب یا سطح لغزنده و خیس.
مثال:
Mind that puddle—you'll get your shoes wet!
مواظب اون چاله آب باش—کفشات خیس میشه!
...
[مشاهده متن کامل]

۲. ( استعاری – هشدار غیرمستقیم ) : هشدار برای اجتناب از یک موقعیت ناخوشایند یا مشکل ساز.
مثال:
Mind that puddle; that's the boss you're about to criticize.
مواظب باش—اون رئیسه که میخوای ازش انتقاد کنی!
۳. ( طنز – کنایی ) : اشاره به اشتباه یا خطر آشکاری که فرد متوجه آن نیست.
مثال:
He’s about to sign a terrible contract. Someone should tell him to mind that puddle.
داره یه قرارداد وحشتناک امضا می کنه. یکی باید بهش بگه مواظب باشه.