mind's eye

/ˈmaɪndzˈaɪ//ˈmaɪndzaɪ/

تخیل، انگاشت، پندار
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. In his mind's eye, he can imagine the effect he's having.
[ترجمه ترگمان]او می تواند تصور کند که چه تاثیری در او دارد
[ترجمه گوگل]در چشم ذهنش می تواند تاثیری را که تصور می کند تصور کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She paused, imagining the scene in her mind's eye.
[ترجمه ترگمان]مکث کرد و صحنه را در چشمان ذهنش مجسم کرد
[ترجمه گوگل]او متوقف شد، صحنه را در ذهنش تصور کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The scene was inked into her mind's eye.
[ترجمه ترگمان]این صحنه در چشمان ذهنش حک شده بود
[ترجمه گوگل]صحنه به چشم ذهنش تزریق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In my mind's eye, she remains a little girl of six although she's actually a grown woman.
[ترجمه ترگمان]در چشمان من، او یک دختر کوچک شش ساله است، هر چند که در واقع یک زن بالغ است
[ترجمه گوگل]در ذهن من، او یک دختر کوچک از شش است با وجود اینکه او در واقع یک زن بالغ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The old lady can still see in her mind's eye every piece of furniture in the house where she lived as a child.
[ترجمه ترگمان]پیرزن هنوز می تواند تک تک اثاث خانه را که به عنوان یک بچه زندگی می کند، ببیند
[ترجمه گوگل]بانوی پیر هم می تواند در هر ذره ای از خانه ای که در آن به عنوان یک کودک زندگی می کند، در هر خانه ای از مبلمان دیده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In my mind's eye, I can still see the house where I was born.
[ترجمه ترگمان]در چشمان من، هنوز می توانم خانه ای را که متولد شدم ببینم
[ترجمه گوگل]در ذهنم، هنوز می توانم خانه ای را ببینم که در آن من متولد شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He pictured the scene in his mind's eye.
[ترجمه ترگمان]تصویر را در چشمان ذهنش مجسم کرد
[ترجمه گوگل]او صحنه را در ذهنش تصویر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. In his mind's eye, Preston saw himself as the daddy in one of the twins' bedtime books.
[ترجمه ترگمان]در نظر او، پرستون خودش را به عنوان پدر در یکی از کتاب های موقع خواب دیده بود
[ترجمه گوگل]پرستون خود را به عنوان پدرش در یکی از دوقلوهای 'کتاب خواب' دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The image in his mind's eye was as sharp as ever.
[ترجمه ترگمان]تصویری که در ذهن او بود مانند همیشه تیز بود
[ترجمه گوگل]تصویر در ذهن او به همان اندازه شدید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In my mind's eye, your body is liberally smeared with a mixture of walnut oil and Nutella spread.
[ترجمه ترگمان]در چشم من، بدن شما آزادانه با مخلوطی از روغن گردو و Nutella آغشته شده است
[ترجمه گوگل]در ذهن من، بدن شما آزادانه با ترکیبی از روغن گردو و نارنجی گسترش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I can see in my mind's eye how the avenue of chestnuts was alight with red and white candles.
[ترجمه ترگمان]می توانم در چشم های خودم ببینم که چگونه خیابان شاه بلوط ها با شمع های سرخ و سفید روشن بودند
[ترجمه گوگل]من می توانم در ذهنم ببینم چگونه خیابان های شاه بلوط با شمع های قرمز و سفید پر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In his mind's eye, Vologsky could see Major Tzann seated at his desk, holding it between trembling fingers.
[ترجمه ترگمان]چشمش به سرگرد Tzann افتاد که پشت میزش نشسته بود و آن را میان انگشتان لرزانش نگاه داشته بود
[ترجمه گوگل]در Vologsky چشم خود را در ذهن او می دید Major Tzann نشسته در میز خود، نگه داشتن آن بین انگشت لرزان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She was in his mind's eye now, like a fugitive from some more perfect place.
[ترجمه ترگمان]حالا او مثل یک فراری از یک جای عالی در چشم او بود
[ترجمه گوگل]او در حال حاضر در حال ذهنش بود، مانند یک فراری از مکان جالب تر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In my mind's eye I see him as he was, complete with bowler-hat and aquiline nose.
[ترجمه ترگمان]در نظر من او را همان طور که بود، با کلاه لبه دار و بینی عقابی کاملا می بینم
[ترجمه گوگل]در چشم ذهن من او را به عنوان او دیده می شود، با کلاه کاسه ای و بینی بینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They are symbols you can hold in your mind's eye.
[ترجمه ترگمان]آن ها نشانه هایی هستند که شما می توانید در ذهن خود نگه دارید
[ترجمه گوگل]آنها نمادها هستند که می توانید در ذهن خود نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• imagination

پیشنهاد کاربران

تصور، تصورات
تخیل، تخیلات
معادل فارسی دقیق ندارد اما
۱ ) حدودا همان تصور و پنداشتی است که از گذشته، آینده، اتفاقی که در جای دوری افتاده یا هر چیز ناشناخته و دیده نشده دیگری به ذهن می آید
۲ ) تصویری است که در ذهن از واقعه ای باقی میماند
تقریبا همان تخیل با پیش زمینه و دانسته ها است
چشم سوم، چشم تخیل، چشم ذهن، چشم تصور، چشم اندیشه ، چشم ضمیر، چشم پندار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما