mincemeat

/ˈmɪnˌsmit//ˈmɪnsmiːt/

معنی: گوشت قیمه شده، قیمه امیخته با کشمش، مخلوطی از کشمش وشکر وگوشت
معانی دیگر: آمیزه ای از سیب خرد کرده و ادویه و کشمش و گاهی گوشت (که با آن پای می سازند)، (مهجور) گوشت خردکرده، گوشت قیمه
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. make mincemeat of
1- خرد کردن،ریز ریز کردن 2- کاملا شکست دادن یا رد کردن،له و لورده کردن

2. A decent lawyer would have made mincemeat of them in court.
[ترجمه گوگل]یک وکیل شایسته در دادگاه از آنها گوشت چرخ کرده درست می کرد
[ترجمه ترگمان]یه وکیل خوب از اونا توی دادگاه چند تا تیکه تیکه کرده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Prime Minister made mincemeat of his opponent's arguments.
[ترجمه گوگل]نخست وزیر استدلال های رقیب خود را خرد کرد
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر اظهارات مخالفان خود را تکذیب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I can imagine a defence lawyer making mincemeat of him if we ever put him up in court.
[ترجمه گوگل]من می توانم تصور کنم که یک وکیل مدافع از او گوشت چرخ کرده اگر او را در دادگاه مطرح کنیم
[ترجمه ترگمان]می توانم تصور کنم که اگر ما او را به دادگاه ببریم، یک وکیل دفاع از او می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I knew that a good lawyer would make mincemeat of him if I allowed him to give evidence.
[ترجمه گوگل]می‌دانستم که اگر به او اجازه شهادت بدهم، یک وکیل خوب از او گوشت چرخ کرده درست می‌کند
[ترجمه ترگمان]من می دانستم که اگر به او اجازه دهم به او مدرک بدهد، یک وکیل خوب از او طرفداری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Stir the brandy into the mincemeat and spoon on to cases.
[ترجمه گوگل]براندی را داخل گوشت چرخ کرده بریزید و با قاشق روی کیس ها بریزید
[ترجمه ترگمان]برندی را به داخل قاشق و قاشق اضافه کنید تا پرونده ها را بریزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She also wants a mincemeat cookie recipe which she saw in a cookbook some 30 years ago.
[ترجمه گوگل]او همچنین یک دستور پخت کوکی گوشت چرخ کرده می خواهد که حدود 30 سال پیش در کتاب آشپزی دیده بود
[ترجمه ترگمان]او همچنین یک دستورالعمل شیرینی را می خواهد که ۳۰ سال پیش در یک کتاب آشپزی دیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This book makes mincemeat of the idea that Reagan was a dunce, amiable or otherwise.
[ترجمه گوگل]این کتاب این ایده را که ریگان یک آدم دوس، دوست داشتنی یا غیر آن بود، به وجود می آورد
[ترجمه ترگمان]این کتاب mincemeat از این ایده است که ریگان آدم کودن، دوست داشتنی یا غیر عادی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A hostile Public Prosecutor would make mincemeat of her.
[ترجمه گوگل]یک دادستان خصمانه از او گوشت چرخ کرده درست می کند
[ترجمه ترگمان]یک دادستان عمومی دشمن mincemeat از او خواهد ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It made mincemeat of CoreTest, returning data transfer rates in excess of 5Mb/sec.
[ترجمه گوگل]از CoreTest گوشت چرخ کرده ساخت و نرخ انتقال داده بیش از 5 مگابایت بر ثانیه را برمی گرداند
[ترجمه ترگمان]این اثر mincemeat of را ساخت، نرخ انتقال داده را در حد بیش از ۵ Mb \/ sec برگرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Preparation method For the mincemeat, cut the boiled, cooled lemon in half and discard the pips.
[ترجمه گوگل]طرز تهیه برای گوشت چرخ کرده، لیموی پخته و خنک شده را از وسط نصف کنید و هسته های آن را دور بریزید
[ترجمه ترگمان]روش آماده سازی برای mincemeat، لیمو ترش را به نصف کاهش داده و the را دور می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The scientist mincemeat of the new atomic theory.
[ترجمه گوگل]دانشمند گوشت چرخ کرده نظریه اتمی جدید
[ترجمه ترگمان]دانشمند mincemeat نظریه اتمی جدید را تایید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She made mincemeat of all his arguments.
[ترجمه گوگل]او تمام استدلال های او را گوشت چرخ کرده بود
[ترجمه ترگمان] اون با همه his تیکه تیکه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. And a pound of mincemeat, too.
[ترجمه گوگل]و یک پوند گوشت چرخ کرده نیز
[ترجمه ترگمان]و یک پوند گوشت قیمه شده هم هست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Globo Gym's making mincemeat of the Las Vegas Police Department.
[ترجمه گوگل]Globo Gym در حال تهیه گوشت چرخ کرده از اداره پلیس لاس وگاس
[ترجمه ترگمان]سالن ورزش Globo mincemeat از اداره پلیس لاس وگاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گوشت قیمه شده (اسم)
mincemeat

قیمه امیخته با کشمش (اسم)
mincemeat

مخلوطی از کشمش و شکر و گوشت (اسم)
mincemeat

به انگلیسی

• finely chopped meat, ground meat; anything finely chopped; mixture of fruit and chopped meat for filling pie
mincemeat is a sticky mixture of small pieces of dried fruit. it is usually cooked in pastry to make mince pies.
mincemeat is also meat such as beef or lamb which has been minced; used in american english.

پیشنهاد کاربران

تکه هاى کوچک خرد شده از میوه هاى خشک که در هم آمیخته شده باشند را گویند
شب کریسمس، دسر mince pie میخورند که از pastry وگوشت mincemeat درست شده که کشمش داره
mince pie به معنای پا یا کلوچه میوه ای ست؛ که در پخت آن 2 چیز کاربرد داره:1_ pastry یا خمیر شیرینی پزی و 2_ mincemeat ؛ که دستور سنتی داره و آمیزه ای از سیب خرد کرده و ادویه و کشمش و مویز و سایر میوه های خشکِ شیرینه.

لذا به هیچ وجه گوشت در پخت آن کاربرد نداره!

درواقع کسانی که mincemeat ر گوشت قیمه شده یا گوشت چرخ کرده معنی کردن؛ اونو با minced meat که به معنی گوشت خردکرده ، گوشت قیمه یا گوشت چرخ کرده هست، اشتباه گرفتن.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما