million

/ˈmɪljən//ˈmɪlɪən/

معنی: میلیون، هزار در هزار
معانی دیگر: یک میلیون واحد پولی (مثلا یک میلیون دلار)، (عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه، هزاران هزار، میلیون (هزار هزار)
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. a million democrats polled for the republican candidate
یک میلیون (عضو حزب)دموکرات به نامزد جمهوری خواهان رای دادند.

2. over ten million tons of ore were excavated from that pocket
بیش از ده میلیون تن خاک معدنی از آن حفره خارج شد.

3. the 14 million tabbed for school districts
14 میلیونی که برای حوزه های آموزشی کنار گذاشته شده است

4. i have a million questions
من یک عالمه سوال دارم.

5. two point five million
دو میلیون و نیم

6. we produced two million bicycles
دو میلیون دوچرخه تولید کردیم.

7. if i had one million
اگر یک میلیون داشتم

8. our debts total a million dollars
بدهی های ما به یک میلیون دلار می رسد.

9. tehran contains about eight million inhabitants
تهران دارای حدود هشت میلیون شهروند است.

10. the germans extract several million tons of oil each year
آلمان ها هر ساله چندین میلیون تن نفت استخراج می کنند.

11. a man worth half of million
مردی که نیم میلیون دارایی دارد

12. congratulations! you just won one million dollars!
تبریک ! هم اکنون یک میلیون دلار برنده شدید!

13. his party polled nearly 14 million votes
حزب او تقریبا 14 میلیون رای آورد.

14. somewhere between five and six million voters
تقریبا بین پنج و شش میلیون رای دهنده

15. he left a bequest of ten million tumans to each of his children
ارثی به مبلغ ده میلیون تومان برای هر یک از فرزندانش باقی گذاشت.

16. her wealth is estimated at 5 million dollars
دارایی او را 5 میلیون دلار برآورد کرده اند.

17. last year the company grossed 500 million tomans
سال گذشته مجموع درآمد شرکت پانصد میلیون تومان بود.

18. their loss is estimated at 30 million dollars
خسارت آنها سی میلیون دلار برآورد شده است.

19. entitlements for local schools came to $30 million
اعتبارات پرداختی به مدارس محلی به سی میلیون دلار بالغ شد.

20. he has insured his life for ten million tomans
او عمر خود را به ده میلیون تومان بیمه کرده است.

21. kidnappers have demanded a ransom of two million dollars
آدم ربایان باجی به مبلغ دو میلیون دلار مطالبه کرده اند.

22. one estimate puts the tab at 10 million
برحسب یکی از تخمین ها کل هزینه ده میلیون برآورد می شود.

23. the banks are willing to loan ten million dollars to tide over the company
بانک ها حاضرند برای سروسامان دادن به وضع مالی شرکت ده میلیون دلار وام بدهند.

24. the government has disbursed over one hundred million dollars for road construction
دولت بیش از صد میلیون دلار صرف راهسازی کرده است.

25. the police seized cocaine valued at »10 million
پلیس (مقداری) کوکائین به ارزش ده میلیون پوند را توقیف کرد.

26. their loss was in excess of ten million tomans
زیان آنها بیش از ده میلیون تومان بود.

27. there are chips that can hold a million words
بعضی از تراشه های کامپیوتری می توانند بیش از یک میلیون واژه را ذخیره کنند.

28. an annonymous donor gave buena vista college 18 million dollars
خیر ناشناسی هیجده میلیون دلار به کالج بوناویستا داد.

29. greater tehran has a population of over 15 million
تهران بزرگ بیش از 15 میلیون جمعیت دارد.

30. the cost is in the neighborhood of two million dollars
هزینه در حدود دو میلیون دلار است.

31. they allowed the import of an additional 50 million tons of rice
آنان وارد کردن 50 میلیون تن برنج اضافی را مجاز دانستند.

32. his worth is estimated anywhere from ten to twelve million dollars
ثروت او را بین ده تا دوازده میلیون دلار تخمین می زنند.

33. each member nation must make a contribution of at least one million dollars
هر کشور عضو باید لااقل یک میلیون دلار اهدا کند.

34. the net result of the war was the loss of one million human beings
پیامد کلی جنگ از دست رفتن یک میلیون انسان بود.

35. according to the experts' appraisal, this house is not worth more than ten million
طبق ارزیابی خبرگان این خانه بیش از ده میلیون ارزش ندارد.

36. according to the latest census, the population of germany is more than eighty million
طبق آخرین سرشماری جمعیت آلمان از هشتاد میلیون متجاوز است.

مترادف ها

میلیون (اسم)
million

هزار در هزار (اسم)
million

تخصصی

[ریاضیات] میلیون، هزار هزار، 106

به انگلیسی

• number 1 000 000; great number of things (informal)
being 1 000 000 in number
a million is the number 1,000,000.
you can use millions to refer to a very large number.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمیلیون، هزار در هزارمعانی متفرقهیک میلیون واحد پولی ( مثلا یک میلیون دلار ...جمله های نمونه1. a million democrats polled for the republican candidate یک میلیون ( عضو حزب ) دموکرات به نامزد جمه ...مترادفمیلیون (اسم) million هزار در هزار (اسم) millionبررسی تخصصی[ریاضیات] میلیون، هزار هزار، 106انگلیسی به انگلیسیnumber 1 000 000; great number of things ( informal ) being 1 000 000 in number a million is the numbe ...
معنی million، مفهوم million، تعریف million، معرفی million، million چیست، million یعنی چی، million یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف m، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف m، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف m، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف m
کلمه بعدی: million instructions per second
اشتباه تایپی: ئهممهخد
آوا: /میلیون/
عکس million : در گوگل
معنی million

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما