milk someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از کسی سوءاستفاده کردن، کسی را دوشیدن ( استعاری )
• ( در بافت عاطفی ) از احساسات کسی سوءاستفاده کردن
🔸 مثال ها:
"The scammer milked the elderly couple for their life savings by promising fake investments. "
...
[مشاهده متن کامل]

کلاهبردار با وعده سرمایه گذاری های جعلی، تمام پس انداز آن زوج سالمند را دوشید ( از آنها پول درآورد ) .
"The patient milked the insurance company by staying in the hospital longer than necessary. "
بیمار با ماندن در بیمارستان بیشتر از حد نیاز، از شرکت بیمه سوءاستفاده کرد ( پول درآورد ) .
"Every time he makes a small mistake, he milks it for days, acting like it's the end of the world. "
هر بار یک اشتباه کوچک می کند، روزها از آن بهره کشی می کند ( شیر می دوشد ) و طوری رفتار می کند که انگار آخر دنیاست.
"He quit his job but milked the company's health insurance for three extra months before his coverage ended. "
کارش را ترک کرد، اما سه ماه اضافی قبل از پایان پوشش بیمه، از بیمه درمانی شرکت سوءاستفاده کرد ( استفاده حداکثری کرد ) .