migrate down

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
به پایین مهاجرت کردن : به سمت پایین جابه جا شدن : به لایه های پایین تر منتقل شدن : به سطوح پایین تر سرازیر شدن : رو به پایین حرکت کردن : به سمت پایین کشیده شدن
🔸 مثال ها:
• Consumers have migrated down to cheaper alternatives.
...
[مشاهده متن کامل]

مصرف کنندگان به گزینه های ارزان تر روی آورده اند.
• The data migrated down to the local server.
داده ها به سرور محلی منتقل شدند.
• The population has migrated down to the coastal areas.
جمعیت به مناطق ساحلی جابه جا شده است.
• Sediment migrates down the river over time.
رسوبات در طول زمان به پایین رودخانه حرکت می کنند.