micturate


معنی: ادرار کردن، شاشیدن
معانی دیگر: رجوع شود به: urinate، دفع بول کردن

مترادف ها

ادرار کردن (فعل)
stool, micturate, urinate

شاشیدن (فعل)
micturate, urinate, piss

انگلیسی به انگلیسی

• urinate, pass urine

پیشنهاد کاربران

رسمی و پزشکی
ادرار کردن یا جاری کردن ادرار. این واژه معادل علمی و ادبی برای کلمه عامیانه pee می باشد.
مثال:
۱. The patient reported difficulty in micturating.
( بیمار گزارش داد که در ادرار کردن دچار مشکل است. )
...
[مشاهده متن کامل]

۲. Animals often micturate to mark their territory.
( حیوانات اغلب برای علامت گذاری قلمرو خود ادرار می کنند. )
۳. The doctor asked how often the patient needs to micturate.
( پزشک پرسید که بیمار چند وقت یک بار نیاز به ادرار کردن دارد. )

ادرار کردن ( فعل ) : دفع ادرار از بدن