معنای حقیقی: کسی یا چیزی که "mezzo morto" است، از نظر فیزیکی ضعیف، خسته یا در حال نزدیک به مرگ است.
معنای مجازی: می توان از آن به طور استعاری برای توصیف کسی استفاده کرد که احساس بسیار خستگی، شکست یا تخلیه عاطفی دارد—گویا که "نیمه مرده" است.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: Exhausted, drained, weary, on the verge of collapse, lifeless.
مثال؛
After being lost at sea for days, the sailor looked mezzo morto when he was rescued.
I was so tired after the hike, I felt mezzo morto and couldn’t move.
معنای مجازی: می توان از آن به طور استعاری برای توصیف کسی استفاده کرد که احساس بسیار خستگی، شکست یا تخلیه عاطفی دارد—گویا که "نیمه مرده" است.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: Exhausted, drained, weary, on the verge of collapse, lifeless.
مثال؛