• word or concept that represents another word or concept to which it is related but does not specifically denote (rhetoric)
پیشنهاد کاربران
• نام آوا ( ترجمه تحت اللفظی ) 🔸 تعریف ها: 1. ( ادبی/بلاغی – اصلی ) : واژه یا عبارتی که به عنوان جانشین برای چیز دیگری به کار می رود، به شرطی که بین آن دو نوعی ارتباط نزدیک و پیوسته وجود داشته باشد ( نه شباهت ) . این ارتباط می تواند علی، مکانی، زمانی یا مادی باشد . ... [مشاهده متن کامل]
مثال: استفاده از تاج ( crown ) به جای پادشاه یا سلطنت. 2. ( زبانی – شناختی ) : در زبان شناسی شناختی، metonym به عنوان یک فرآیند ذهنی شناخته می شود که در آن یک مفهوم ( حامل یا vehicle ) برای دسترسی ذهنی به مفهوم دیگر ( هدف یا target ) در یک حوزه شناختی واحد به کار می رود . 3. ( فرهنگی/اجتماعی – استعاری ) : استفاده از نام یک مکان، مؤسسه یا شخصیت برای اشاره به مفهومی گسترده تر که با آن مرتبط است. مثال: واشنگتن به جای دولت آمریکا، وال استریت به جای بازارهای مالی، Fleet Street به جای مطبوعات بریتانیا. ( سیاسی ) Tehran announced a new policy yesterday. تهران ( به جای دولت ایران ) دیروز یک سیاست جدید اعلام کرد.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم onym 📌 این ریشه، معادل "name" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "name" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 synonym: a “name” sharing the same meaning as another 🔘 antonym: a “name” meaning the opposite of another 🔘 homonym: a “name” spelled or pronounced the same but differing in meaning 🔘 acronym: a “name” formed from initial letters 🔘 pseudonym: a false or assumed “name” 🔘 anonymous: without any known “name” 🔘 eponym: a “name” derived from a person, place, or thing 🔘 eponymous: referring to someone who gives their “name” to something 🔘 patronymic: a “name” derived from one’s father or ancestor 🔘 toponym: a “name” derived from a place 🔘 exonym: a “name” given by outsiders 🔘 endonym: a “name” used by locals for their place 🔘 heteronym: a “name” spelled like another but pronounced differently 🔘 metonym: a “name” used to stand for something related 🔘 anonym: a hidden or unknown “name”
بر اساس ترجمه محسن ثلاثی: تقریب گویی
metonym ( زبانشناسی ) واژه مصوب: مجازواژه تعریف: واژه ای که به سبب وجود نوعی رابطه به جای واژۀ دیگر به کار می رود