methodize

/ˈmeθəˌdaɪz//ˈmeθədaɪz/

معنی: متدیست کردن، اصولی شدن
معانی دیگر: روشمند کردن، دارای شیوه یا روال کردن، در اصول وعقاید دینی سخت گیری کردن، دارای روش یاقاعده ای کردن

مترادف ها

متدیست کردن (فعل)
methodize

اصولی شدن (فعل)
methodize

انگلیسی به انگلیسی

• organize according to a certain method, arrange systematically (also methodise)

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• He methodized his schedule to save time.
او برنامه اش را نظام مند کرد تا وقت صرفه جویی کند.
• The teacher methodized the lesson plan.
معلم طرح درس را نظام مند کرد.

...
[مشاهده متن کامل]

• She methodized her thoughts before writing the essay.
او افکارش را قبل از نوشتن مقاله نظام مند کرد.