۱ - تعمیر کردن چیزی
۲ - ور رفتن با چیزی به صورتی که موجب خسارت به آن شود
۲ - ور رفتن با چیزی به صورتی که موجب خسارت به آن شود
( محاوره ) دخالت کردن در، مداخله کردن در. 2. انگولک کردن به، ور رفتن با. 3. ( شخص ) بد رفتار کردن با، بد تا کردن با، علاف کردن، سردواندن. 4. ( برنامه و غیره ) خراب کردن، ف به هم زدن، گند زدن توی. 5. رابطه نامشروع داشتن با.