mesa

/ˈmeɪsə//ˈmeɪsə/

معنی: تپه، رنگ بلوطی
معانی دیگر: (به ویژه در جنوب باختری ایالات متحده) زمین تخت و مرتفع، تخت زمین، قله پهنی که دارای شیب تندی است
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I live at Mesa, Washington, about 10 miles as the crow flies from Hanford.
[ترجمه ترگمان]من در مسا ۱، واشینگتن، حدود ۱۰ مایل با پرواز کلاغ از Hanford زندگی می کنم
[ترجمه گوگل]من در Mesa، واشنگتن، حدود 10 مایل به عنوان جاده ای از هانفورد زندگی می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They'd lope out to a mesa two miles away and walk back.
[ترجمه ترگمان]آن ها با lope چند مایل دورتر می روند و بر می گردند
[ترجمه گوگل]آنها دو مایل دور دوازده مأموریت می روند و به عقب می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. On our right rose Kitchen Mesa, shimmering in rich tones of cinnamon, burnt orange and tapioca.
[ترجمه ترگمان]در سمت راست ما Kitchen مسا در رنگ های غنی از دارچین، نارنجی و tapioca سوسو می زد
[ترجمه گوگل]در آشپزخانه Mesa ما صاحب حق هستیم که در غنی از دارچین، نارنجی سوخته و تاپیوکا مشغول خوردن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. No major accidents occurred in Tempe or Mesa during the outage, police said.
[ترجمه ترگمان]به گفته پلیس، هیچ حادثه مهمی در Tempe یا مسا در طول قطع برق رخ نداد
[ترجمه گوگل]پلیس گفت که هیچ حادثه بزرگ در Tempe یا Mesa در طول قطع برق رخ نداد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Mesa thought his legal problems were over until the Ohio Supreme Court overruled Curran in 199
[ترجمه ترگمان]Mesa معتقد بود که مشکلات قانونی او تا زمانی که دادگاه عالی اوهایو به ۱۹۹ رای وارد شود پایان یافت
[ترجمه گوگل]Mesa فکر کرد مشکلات قانونی او تا زمانی که دادگاه عالی اوهایو Curran در سال 199 لغو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Smith has been practicing internal medicine in Mesa since 197
[ترجمه ترگمان]اسمیت از سال ۱۹۷ در حال تمرین پزشکی داخلی در مسا یل بوده است
[ترجمه گوگل]اسمیت در سال 2009 از پزشکان داخلی در Mesa استفاده کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Mesa got Hammonds to ground sharply to the right side of the infield for what looked like an easy double play.
[ترجمه ترگمان]Mesa صاف و پوست کنده به طرف راست of of به نظر می رسید که به نظر دو بازی ساده و ساده است
[ترجمه گوگل]مسا Hammonds به شدت به سمت راست از سطح زمین برای آنچه که به نظر می رسد یک بازی دوتایی آسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. So did some leaders in Mesa, Chandler and Scottsdale, cities that participated to a lesser degree.
[ترجمه ترگمان]برخی از رهبران مسا، چندلر و Scottsdale، شهرهایی که تا درجه پایین مشارکت داشته اند انجام دادند
[ترجمه گوگل]بنابراین برخی از رهبران در Mesa، Chandler و Scottsdale، شهرهایی را که به میزان کمتری شرکت کردند، انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A La Mesa teen-ager was temporarily detained in connection with the incident, but no charges were filed.
[ترجمه ترگمان]مدیر مدرسه La Mesa - به طور موقت در ارتباط با این حادثه بازداشت شد، اما هیچ اتهامی ثبت نشد
[ترجمه گوگل]یک نوجوان نوجوان لا Mesa به طور موقت در ارتباط با این حادثه بازداشت شد، اما هیچ اتهاماتی مطرح نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Mesa blew the save, the Florida Marlins won in 10 innings and the Tribe was denied its first championship since 194
[ترجمه ترگمان]مسا نجات داد، فلوریدا Marlins در ۱۰ دور ضربه زنی پیروز شد و قبیله از زمان ۱۹۴ به عنوان اولین قهرمانی خود محروم شد
[ترجمه گوگل]Mesa موجب صرفه جویی در ذخیره، فلوریدا Marlins برنده در 10 زوج و قبیله از اولین قهرمانی خود را از 194 رد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The La Mesa City Council will consider the request today along with requests from six other parlors.
[ترجمه ترگمان]شورای شهر مسا درخواست امروز را همراه با درخواست شش اتاق دیگر در نظر خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]شورای شهر لا Mesa این درخواست را امروز همراه با درخواست های شش نماینده دیگر مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Johnson died Monday in Mesa, Ariz., of an apparent heart attack.
[ترجمه ترگمان]جانسون در Mesa، Ariz درگذشت یک حمله قلبی آشکار
[ترجمه گوگل]جانسون روز دوشنبه در Mesa، Ariz, از یک حمله قلب ظاهری فوت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Mesa was acquitted a year later of committing a crime on the two women.
[ترجمه ترگمان]مسا سال بعد از ارتکاب جرم دو زن تبرئه شد
[ترجمه گوگل]Mesa سال بعد از ارتکاب جرم بر روی دو زن تبرئه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تپه (اسم)
top, hill, mound, mount, brae, barrow, mesa, ben, knurl, tumulus, tump

رنگ بلوطی (اسم)
mesa

تخصصی

[عمران و معماری] تخت - تخت کوه
[برق و الکترونیک] مزا - مسا سطح برجسته ای که پس از زدودن ماده نیمرسانا برای دسترسی به لایه زیری باقی می ماند .
[خاک شناسی] تخت کوه

به انگلیسی

• land formation with a flat top and steep rock walls (commonly found in the southwest usa and mexico); flat-topped hill, small plateau (spanish)

پیشنهاد کاربران

تپه ی دارای شیب عمودی یا تند
mesa ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: تخت تپه
تعریف: تپه ای وسیع و منفرد با قلۀ مسطح و دامنه های پرشیب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما