🔸 معادل فارسی:
• شادی و نشاطِ مجلس / شور و حالِ مراسم
• ( در معنایِ مجازی ) فضایِ شاد و جشن گونه یِ یک رویداد
• ( با بارِ مثبت ) خوشی و سرورِ حاضرین در یک مناسبت
🔸 مثال ها:
• "Despite the political tensions, the merriment of the occasion was undeniable at the royal wedding. "
... [مشاهده متن کامل]
با وجودِ تنش هایِ سیاسی، شادیِ مجلس در مراسمِ عروسیِ سلطنتی غیرقابلِ انکار بود.
• "The crowd's laughter and cheer added to the merriment of the occasion. "
خنده و تشویقِ جمعیت، بر شور و حالِ مراسم افزود.
• "The merriment of the occasion was dampened by the sudden rain. "
شادیِ مجلس با بارانِ ناگهانی کمرنگ شد.
• شادی و نشاطِ مجلس / شور و حالِ مراسم
• ( در معنایِ مجازی ) فضایِ شاد و جشن گونه یِ یک رویداد
• ( با بارِ مثبت ) خوشی و سرورِ حاضرین در یک مناسبت
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
با وجودِ تنش هایِ سیاسی، شادیِ مجلس در مراسمِ عروسیِ سلطنتی غیرقابلِ انکار بود.
خنده و تشویقِ جمعیت، بر شور و حالِ مراسم افزود.
شادیِ مجلس با بارانِ ناگهانی کمرنگ شد.