mental retardation

/ˈmentəlritarˈdeɪʃən//ˈmentəlˌriːtɑːˈdeɪʃən/

عقب افتادگی فکری، پس ماندگی ذهنی، کند ذهنی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Yet even people with severe mental retardation show a high level of curiosity in certain circumstances.
[ترجمه ترگمان]با این حال، حتی افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی شدید، سطح بالایی از کنجکاوی را در شرایط خاص نشان می دهند
[ترجمه گوگل]با این حال، حتی افرادی که دارای عقب ماندگی شدید ذهنی هستند، در شرایط خاصی سطح کنجکاوی بیشتری را نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Those born with it can develop mental retardation, epilepsy and blindness - sometimes years later.
[ترجمه ترگمان]افرادی که با آن متولد می شوند می توانند عقب ماندگی ذهنی، صرع و blindness را - گاهی اوقات پس از آن، گسترش دهند
[ترجمه گوگل]کسانی که با آن متولد می شوند، می توانند عقب ماندگی ذهنی، صرع و نابینایی را توسعه دهند - گاهی اوقات بعدها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In some cases, there is also mental retardation and soft-tissue calcifications.
[ترجمه ترگمان]در برخی موارد عقب ماندگی ذهنی و calcifications بافت نرم نیز وجود دارد
[ترجمه گوگل]در برخی موارد، عقب ماندگی ذهنی و کلسیفیکس بافت نرم نیز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Excessive drinking during pregnancy can cause mental retardation and physical problems with the child.
[ترجمه ترگمان]نوشیدن بیش از حد در دوران بارداری می تواند موجب عقب ماندگی ذهنی و مشکلات جسمی با کودک شود
[ترجمه گوگل]نوشیدن بیش از حد در دوران بارداری می تواند باعث عقب ماندگی ذهنی و مشکلات جسمی کودک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Such lipid accumulation frequently leads to mental retardation or progressive loss of central nervous system functions.
[ترجمه ترگمان]چنین تجمع چربی اغلب منجر به عقب ماندگی ذهنی یا از دست رفتن تدریجی توابع سیستم عصبی مرکزی می شود
[ترجمه گوگل]چنین انباشت چربی اغلب منجر به عقب ماندگی ذهنی یا از دست دادن تدریجی عملکرد توابع سیستم عصبی مرکزی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Conclusion: The mental retardation is correlative with the chromosome aberration and the fragile site expression rate.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: عقب ماندگی ذهنی هم بسته با محرک کروموزوم و نرخ بیان مناطق آسیب پذیر است
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: عقب ماندگی ذهنی با همخوانی با ابعاد کروموزوم و میزان بیان شکم همبستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They are associated with physical problems, microcephaly and mental retardation.
[ترجمه ترگمان]آن ها با مشکلات جسمی، عقب ماندگی ذهنی و عقب ماندگی ذهنی مرتبط هستند
[ترجمه گوگل]آنها با مشکلات فیزیکی، میکروسفالی و عقب ماندگی ذهنی همراه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Results In Ankang experimental station, these mental retardation population caused by non-specific mental retardation and endemic sub-clinical cretinism, have heritability of 8
[ترجمه ترگمان]نتایج در ایستگاه آزمایشی Ankang، این جمعیت عقب ماندگی ذهنی ناشی از عقب ماندگی ذهنی خاص و sub endemic بالینی، heritability ۸ است
[ترجمه گوگل]نتایج در ایستگاه آزمایشی آنگک، این جمعیت عقب ماندگی ذهنی ناشی از عقب ماندگی ذهنی غیر اختصاصی و کرتینیزم بالینی بالینی انتهایی، دارای وراثت پذیری 8
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Low levels of copper have been associated with mental retardation, depigmentation, anaemia, hypotonia and scorbutic changes in bone.
[ترجمه ترگمان]سطوح پایین مس با عقب ماندگی ذهنی، کم خونی، کم خونی، hypotonia و scorbutic در استخوان در ارتباط بوده اند
[ترجمه گوگل]سطوح پایین مس با عقب ماندگی ذهنی، دپیگناسیون، کم خونی، هیپوتیونی و تغییرات اسکوربوتیک در استخوان همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Objective : To explore the correlativity between mental retardation, chromosome aberration rate and fragile site expression rate.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی رابطه بین عقب ماندگی ذهنی، نرخ اختلال chromosome و نرخ بیان مناطق آسیب پذیر
[ترجمه گوگل]هدف: برای بررسی همبستگی بین عقب ماندگی ذهنی، میزان انحراف کروموزوم و میزان بیان شکنندگی سایت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Aid workers say areas that were heavily bombed now have high rates of birth defects, sterility and mental retardation.
[ترجمه ترگمان]امدادگران می گویند مناطقی که به شدت بمباران شده اند، در حال حاضر نرخ بالایی از نقص های مادرزادی، عقب ماندگی ذهنی و عقب ماندگی ذهنی دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان کمک می گویند که مناطقی که به شدت بمباران شده اند، در حال حاضر دارای نقص های زیاد، ناتوانی و عقب ماندگی ذهنی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In this sense the world would be a better place without mental retardation, madness, and senile dementia.
[ترجمه ترگمان]در این احساس، جهان بدون ذهنی ذهنی، دیوانگی و جنون پیری جای بهتری خواهد بود
[ترجمه گوگل]به این معنا، جهان بدون مکمل عقب ماندگی ذهنی، جنون و زوال عادت داری جای خوبی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Ohio uses local boards to manage its outpatient mental health and mental retardation services.
[ترجمه ترگمان]اوهایو از هیات های محلی برای مدیریت بهداشت روانی بیماران سرپایی و خدمات عقب ماندگی ذهنی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]اوهایو از دفاتر محلی برای مدیریت بهداشت روان سرپایی و خدمات عقب ماندگی ذهنی استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The homozygous mutations of ASPM gene are the most common cause of MCPH and lead to microcephaly and mental retardation.
[ترجمه ترگمان]The جهش های ژن ASPM شایع ترین علت MCPH هستند و منجر به عقب ماندگی ذهنی و عقب ماندگی ذهنی می شوند
[ترجمه گوگل]جهش های هموزیگوت ژن ASPM شایعترین علت MCPH هستند و منجر به میکروسفالی و عقب ماندگی ذهنی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[بهداشت] عقب مانده ذهنی
[روانپزشکی] عقب ماندگی ذهنی. این اختلال یک سندرم رفتاری است که علت، مکانیسم، سیر و پیش آگهی واحدی ندارد. طبق تعریف "انجمن امریکایی نقیصه عقلی" (AAMD)، عقب ماندگی ذهنی به عملکرد هوشی کلی که به طور قابل ملاحظه پایین تر از حد طبیعی است و موجب اختلال همزمان در رفتار انطباقی شده یا با آن همراه می گردد اطلاق می شود که خود را در دوره ی رشد ظاهر می سازد.

به انگلیسی

• condition in which the intellect does not develop normally

پیشنهاد کاربران

فردی که دارای ذهن معیوب هست و علت آن مادرزادی یا آسیب لوب فرونتال یا همان ضربه به پیشانی میباشد.
بنا م افریدگار یکتا
با سلام، این عبارت مربوط به حوزه روانپزشکی و یا اعصاب و روان میباشد به معنی عقب افتادگی ذهنی ، که مادرزادی اکثرا ویا اکتسابی بطور انگشت شمار میباشد و درجات مختلفی دارد.
با تشکر.
mental retardation ( روان‏شناسی )
واژه مصوب: عقب ماندگی ذهنی
تعریف: اختلالی که در آن کارکرد هوش آشکارا زیر میانگین است|||متـ . کم توانی هوشی intellectual disability
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما