mens rea

جمله های نمونه

1. Sachs J said that mens rea was an essential part of this type of manslaughter.
[ترجمه محمد عرفانی تبار] ساچس گفت قصد مجرمانه بخش مهمی از این نوع آدمکشی است.
|
[ترجمه ترگمان]ساچس گفت که مغز مردان بخش مهمی از این قتل غیرعمد بوده است
[ترجمه گوگل]ساش ج گفت که مردی ریا بخش مهمی از این نوع قتل عام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The requirement of mens rea for unlawful act manslaughter may be easily satisfied.
[ترجمه ترگمان]نیاز به rea مردان برای قتل غیر قانونی ممکن است به راحتی قانع شود
[ترجمه گوگل]الزام واکنش مردان نسبت به قتل عام غیر قانونی ممکن است به راحتی راضی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mens rea is not normally an issue in the case of pollution of watercourses when cause is to be established.
[ترجمه اسماعیل همت دوست] منظور وجود عنصر سو نیت در ارتکاب جرم است.
|
[ترجمه ترگمان]این معمولا یک مساله در مورد آلودگی of در زمانی که قرار است ایجاد شود وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هنگامی که علت ایجاد می شود، در مورد آلودگی آب های زیرزمینی، مساله ی مردانه به طور معمول مسئله ای نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mens rea to lure " the perpetrator can not be found to constitute a crime, the number of drugs found not to be necessary. "
[ترجمه ترگمان]یک انگیزه برای فریب دادن \" مجرم را نمی توان پیدا کرد که جرم محسوب شود، اما شمار مواد مخدر لازم نیست \"
[ترجمه گوگل]مردان مجبور به فریب دادن 'مرتکبین نمی توانند به عنوان یک جرم محسوب شوند، تعداد داروهایی که لازم نیست '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Of course, society sometimes cares about motives — mens rea and scienter are common considerations in legal matters.
[ترجمه ترگمان]البته، جامعه گاهی به انگیزه ها اهمیت می دهد - مغز مردان و scienter ملاحظات مشترکی در مسائل قانونی دارند
[ترجمه گوگل]البته، جامعه بعضی وقت ها از انگیزه ها مراقبت می کند - mens rea و scienter ملاحظات رایج در موضوعات قانونی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Concurrence simply means that the actus reus and mens rea must be connected The results of a crime can occur later .
[ترجمه ترگمان]concurrence به سادگی به این معنی است که مغز actus و مغز مردان باید با نتایج یک جرم مرتبط باشند
[ترجمه گوگل]تضاد به سادگی به این معنی است که actus reus و mens rea باید متصل شوند نتایج یک جرم ممکن است بعدا رخ دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The mens rea element of the crime is intention, and generally indirect intention.
[ترجمه ترگمان]عنصر اصلی جنایت قصد و نیت غیر مستقیم مردان است
[ترجمه گوگل]عناصر جنایتکار مردانه قصد و عموما قصد غیر مستقیم هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Undoubtedly the mens rea(guilty mind) principle that has been established by modern criminal law is a grandeur contribution to humane civilization and it is a monument of criminal law's history.
[ترجمه ترگمان]بدون شک اصل مردان (ذهن گناه)که به وسیله قانون کیفری مدرن ایجاد شده است، سهم بزرگی از تمدن بشری است و این یک بنای تاریخی در تاریخ قانون جزا است
[ترجمه گوگل]بدون تردید، اصل مسیحی (ذهن گناه) که توسط قانون کیفری مدرن ایجاد شده است، کمک بزرگی به تمدن انسانی است و این یک بنای تاریخ تاریخ جنایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The subjective mens rea for aggravated consequence includes not only negligence but also direct intent and indirect intent.
[ترجمه ترگمان]علل تشدید شده مردان نه تنها به سهل انگاری، بلکه قصد مستقیم و نیت غیر مستقیم را نیز شامل می شود
[ترجمه گوگل]مردان ذهنی برای پیامدهای شدید شامل نه تنها غفلت، بلکه قصد مستقیم و غیر مستقیم نیز هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. From the latter, he derived the proposition that intent is the mens rea of rape and to this he added recklessness.
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر، وی این پیشنهاد را به دست آورد که قصد تجاوز به مغز مردان است و بدون توجه به این موضوع افزود
[ترجمه گوگل]از دومی، او از گزاره ای استدلال کرده است که قصد از تجاوز جنسی مردان است و به این ترتیب او بی پروایی را اضافه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Rather it is presented as simply a mirror image of the subjectivist principle of mens rea.
[ترجمه ترگمان]بلکه به عنوان یک تصویر آینه ای از اصل subjectivist مغز مردان ارایه می شود
[ترجمه گوگل]در عوض، آن را به سادگی یک تصویر آینه از اصل ذهنی گرایانه مردانه ریا ارائه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. His deliberate act was in fact obstructing the police who were making a lawful arrest, and that was sufficient mens rea.
[ترجمه ترگمان]عمل عمدی او در واقع مسدود کردن پلیس بود که یک دستگیری قانونی مرتکب شده بود و این یک دلیل کافی بود
[ترجمه گوگل]اقدام عمدی او در حقیقت مانع از پلیس بود که دستگیری قانونی را مرتکب شده بود و این به اندازه کافی مردانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It is by no means certain that the courts would always be willing to redefine the mens rea requirement in order to secure an acquittal.
[ترجمه ترگمان]به هیچ وجه شکی نیست که دادگاه ها همواره مایل به تعریف مجدد نیاز مغز مردان برای تبرئه تبرئه خود خواهند بود
[ترجمه گوگل]بدیهی است که دادگاه ها همیشه مایل به تعریف مجدد الزامات مردانه برای تبرئه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Since consciousness and willing are characterized by subjectivity, it is hard for the prosecution to prove mens rea in criminal proceedings.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که آگاهی و تمایل با ذهنیت مشخص می شود، برای دادستان بسیار دشوار است تا به طور منطقی قضاوت مردان را در جریان دادرسی اثبات کند
[ترجمه گوگل]از آنجا که هوشیاری و آرزو بودن توسط ذهنیت مشخص می شود، دادستانی برای اثبات مجازات جنایی در پرونده های جنایی سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حقوق] قصد نامشروع، قصد تخلف، قصد ارتکاب جرم، سوء نیت

به انگلیسی

• mental element of a crime, criminal thought

پیشنهاد کاربران

عنصر معنوی
عنصر معنوی یا روانی
قصد محرمانه ( رکن معنوی تحقق جرم )
عنصر معنوی
سوء نیت

در حقوق : عنصر معنوی
عنصر معنوی
واژه ای در حقوق جزا
وضعیت روانی ( متهم )
نیت مجرمانه
عنصر معنوی، رکن معنوی، رکن غیرمادی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما