مِن دِیشِس نِس
🔸 معادل فارسی:
• دروغ گویی، ناراستی
• کذب، دروغ پردازی
• خصلت دروغگویی
🔸 مثال ها:
( سیاسی ) The senator's mendaciousness was revealed during the investigation.
... [مشاهده متن کامل]
دروغ گویی سناتور در طول تحقیق آشکار شد.
( ادبی ) The novel explores the mendaciousness of its main character, who cannot stop lying.
رمان به بررسی دروغ پردازی شخصیت اصلی می پردازد که نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد.
( توصیفی ) I was shocked by the mendaciousness of his testimony in court.
از ناراستی شهادتش در دادگاه شوکه شدم.
( طنز ) His mendaciousness was so extreme that even his lies had lies!
دروغ گویی او آنقدر افراطی بود که حتی دروغ هایش هم دروغ داشتند!
🔸 معادل فارسی:
• دروغ گویی، ناراستی
• کذب، دروغ پردازی
• خصلت دروغگویی
🔸 مثال ها:
( سیاسی ) The senator's mendaciousness was revealed during the investigation.
... [مشاهده متن کامل]
دروغ گویی سناتور در طول تحقیق آشکار شد.
( ادبی ) The novel explores the mendaciousness of its main character, who cannot stop lying.
رمان به بررسی دروغ پردازی شخصیت اصلی می پردازد که نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد.
( توصیفی ) I was shocked by the mendaciousness of his testimony in court.
از ناراستی شهادتش در دادگاه شوکه شدم.
( طنز ) His mendaciousness was so extreme that even his lies had lies!
دروغ گویی او آنقدر افراطی بود که حتی دروغ هایش هم دروغ داشتند!