meeting place


معنی: میعادگاه
معانی دیگر: مجلس قانون ـ فقه : محل ملاقات
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1.
وعده گاه (یا محل ملاقات)

2. She led him by devious ways to the meeting place.
[ترجمه گوگل]او را از راه های انحرافی به محل ملاقات هدایت کرد
[ترجمه ترگمان]او او را از راه های انحرافی به محل ملاقات هدایت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now that the meeting place has been settled on, can we talk about the agenda?
[ترجمه گوگل]حالا که محل ملاقات مشخص شد، می‌توان درباره دستور کار صحبت کرد؟
[ترجمه ترگمان]اکنون که محل ملاقات روشن شده است، آیا می توانیم در مورد دستور کار صحبت کنیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The pub is a popular meeting place for local teenagers.
[ترجمه ناصر] این میخانه، پاتوق محبوب نوجوانانِ محله است
|
[ترجمه گوگل]میخانه محل ملاقات محبوب برای نوجوانان محلی است
[ترجمه ترگمان]این پاتوق یک مکان تفریحی محبوب برای نوجوانان محلی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We have found a meeting place that will serve our purpose.
[ترجمه گوگل]ما مکان ملاقاتی را پیدا کرده ایم که هدف ما را برآورده می کند
[ترجمه ترگمان]ما یک مکان ملاقات پیدا کرده ایم که به هدف ما عمل خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The club serves a useful function as a meeting place.
[ترجمه گوگل]باشگاه به عنوان یک مکان ملاقات عملکرد مفیدی دارد
[ترجمه ترگمان]این باشگاه به عنوان محل برگزاری یک عمل مفید عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The cafe is a popular meeting place for students.
[ترجمه گوگل]این کافه محل ملاقات محبوب دانشجویان است
[ترجمه ترگمان]کافه یک مکان تفریحی محبوب برای دانش آموزان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He sailed into the meeting place with his head up.
[ترجمه گوگل]او در حالی که سرش را بالا گرفته بود به محل ملاقات رفت
[ترجمه ترگمان]او سرش را بلند کرد و به طرف محل ملاقات رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There was no better meeting place in the locality.
[ترجمه گوگل]هیچ مکان ملاقات بهتری در محل وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]محل ملاقات بهتر از این قرار نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Art Nouveau Cafe is a popular meeting place for the city's cultured classes.
[ترجمه گوگل]کافه Art Nouveau یک مکان ملاقات محبوب برای کلاس های فرهنگی شهر است
[ترجمه ترگمان]کافه هنر Nouveau یک مکان تفریحی محبوب برای کلاس های فرهنگی شهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Instead of a single meeting place, we have far-flung, interactive telecommunications networks that extend for thousands of miles.
[ترجمه گوگل]به جای یک مکان ملاقات واحد، ما شبکه‌های مخابراتی تعاملی دوردستی داریم که هزاران مایل گسترش می‌یابد
[ترجمه ترگمان]به جای یک محل ملاقات، ما شبکه های مخابراتی تعاملی و تعاملی داریم که هزاران مایل گسترده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The restaurant was once the meeting place for leading French left-wing intellectuals such as Sartre and de Beauvoir.
[ترجمه گوگل]این رستوران زمانی محل ملاقات روشنفکران برجسته چپ فرانسوی مانند سارتر و دوبووار بود
[ترجمه ترگمان]این رستوران زمانی محل ملاقات روشنفکران جناح چپ فرانسوی مانند سارتر و دو Beauvoir بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Ivanov said the meeting place was chosen because both diplomats planned to be in the Mideast at the same time.
[ترجمه گوگل]ایوانف گفت که محل ملاقات به این دلیل انتخاب شده است که هر دو دیپلمات قصد داشتند همزمان در خاورمیانه باشند
[ترجمه ترگمان]ایوانوف گفت که محل برگزاری این نشست به این دلیل انتخاب شده است که هر دو دیپلمات قصد دارند در همان زمان در خاورمیانه حضور داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Local research can often locate the hundred meeting place for each hundred.
[ترجمه گوگل]تحقیقات محلی اغلب می تواند صد محل ملاقات را برای هر صد مکان پیدا کند
[ترجمه ترگمان]تحقیقات محلی اغلب می تواند محل صد جلسه برای هر صد نفر را تعیین کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Reputed meeting place of Gunpowder Plot conspirators.
[ترجمه گوگل]محل ملاقات معروف توطئه باروت
[ترجمه ترگمان]دیدار توطئه کنندگان توطیه باروت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

میعادگاه (اسم)
tryst, howff, rendezvous, meeting place, resort, stamping ground

به انگلیسی

• committee house
a meeting place is a place where people meet, usually on a regular basis.

پیشنهاد کاربران

محل تجمع، محل گردآمدن
محفل
مجلس
مجمع
انجمن
پاتوق
حلقه
کانون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما