🔸 معادل فارسی:
• ( در کاربرد رسمی ) مسئولیت یا تعهد خود را ایفا کردن
• ( در کاربرد اقتصادی ) توانایی پرداخت بدهی ها یا تعهدات مالی خود را داشتن
• از عهده ی بار خود برآمدن / بار خود را به دوش کشیدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The company must meet its burden of debt before seeking new investment.
شرکت باید قبل از جستجوی سرمایه گذاری جدید، از عهده ی بار بدهی های خود برآید.
As a leader, he met his burden with courage and determination.
او به عنوان یک رهبر، بار مسئولیت خود را با شجاعت و عزم به دوش کشید.
The government is struggling to meet its burden of providing basic services.
دولت در تلاش است تا از عهده ی بار خود در ارائه ی خدمات اولیه برآید.
She met her burden of caring for her elderly parents without complaint.
او بار مراقبت از والدین سالخورده اش را بدون شکایت به دوش کشید.
• ( در کاربرد رسمی ) مسئولیت یا تعهد خود را ایفا کردن
• ( در کاربرد اقتصادی ) توانایی پرداخت بدهی ها یا تعهدات مالی خود را داشتن
• از عهده ی بار خود برآمدن / بار خود را به دوش کشیدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
شرکت باید قبل از جستجوی سرمایه گذاری جدید، از عهده ی بار بدهی های خود برآید.
او به عنوان یک رهبر، بار مسئولیت خود را با شجاعت و عزم به دوش کشید.
دولت در تلاش است تا از عهده ی بار خود در ارائه ی خدمات اولیه برآید.
او بار مراقبت از والدین سالخورده اش را بدون شکایت به دوش کشید.