medlar

/ˈmedlər//ˈmedlə/

معنی: ازگیل، درخت ازگیل
معانی دیگر: (گیاه شناسی) درخت ازگیل (mespilus germanica از خانواده ی rose)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several small trees of the rose family, cultivated for their fruit.

(2) تعریف: the applelike fruit of this tree, hard and bitter when ripe, but edible when in the early stages of decay.

جمله های نمونه

1. My medlar will be planted where I can see its pure white blossom in spring and watch its autumn leaves turn crimson.
[ترجمه ترگمان]ازگیل من در جایی که بتوانم آن شکوفه سفید را در بهار ببینم و تماشا کنم برگ های پاییزی به قرمز تبدیل می شوند
[ترجمه گوگل]درختان میوه من کاشته می شود که در آن بهار می توانم شکوفه های خالص آن را ببینم و برگ های پاییز خود را به رنگ قرمز بچرخانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Load medlar gallinaceous abdomen, add spice, wet tissue seals basin mouth, basket evaporate makes be eaten together with rice or bread after hours.
[ترجمه ترگمان]بار کردن شکم بر روی شکم، اضافه کردن ادویه، دهان بسته به بافت مرطوب، سبد بخار باید با برنج یا نان بعد از ساعت خورده شود
[ترجمه گوگل]شکم گاوی شلغم، اضافه کردن ادویه جات ترشی جات، مهر و موم بافت مرطوب دهانه حوضچه، سبد تبخیر باعث می شود همراه با برنج و یا نان پس از ساعت غذا خوردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Medlar use ladybug control aphids, gall midge and other pests, improve wolfberry fruit quality, grade, insect pest control in the future to lay a good foundation.
[ترجمه ترگمان]Medlar از شته ها، گال، گال و آفات دیگر استفاده می کنند، کیفیت میوه جات، درجه، کنترل آفت حشرات را در آینده بهبود می بخشند تا پایه و اساس خوبی داشته باشند
[ترجمه گوگل]Medlar استفاده از ورقه های کنترل لای بوک، گوشت گاو و دیگر آفات، بهبود کیفیت میوه ولوبربرگ، درجه، کنترل آفات حشرات در آینده برای قرار دادن یک پایه خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Steep it with medlar into vegetable sauce.
[ترجمه ترگمان]پیست را با medlar به سس سبزیجات پیست کرده بودند
[ترجمه گوگل]آن را با ملاسلر به سس سبزیجات تکان دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The advantage of medlar, upstairs said.
[ترجمه ترگمان]طبقه بالا گفت: سو استفاده از ازگیل
[ترجمه گوگل]مزرعه چوب دارچین، در طبقه بالا گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Medlar can raise shade to enrich the blood, increase is sharp eye.
[ترجمه ترگمان]نور خورشید می تواند سایه را افزایش دهد تا خون را غنی کند، افزایش چشم تیز است
[ترجمه گوگل]چوب لباسی می تواند سایه را برای غنی سازی خون افزایش دهد، چشم تیز را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Physical control technique of medlar storage pests is studied primarily.
[ترجمه ترگمان]تکنیک کنترل فیزیکی آفت ها در ابتدا مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]تکنیک کنترل فیزیکی آفات ذخیره بادام در ابتدا مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The mixed juice of pumpkin, medlar and aloe was used to produce complex ratafee.
[ترجمه ترگمان]عصاره مخلوط شده در کدوتنبل، medlar و آلوئه ورا برای تولید ratafee پیچیده استفاده می شد
[ترجمه گوگل]آب مخلوط کدو، ماکارونی و آلوئه برای تولید راتوفی پیچیده استفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They can then be eaten with sugar and cream or used for making medlar jelly, which is delicious with game.
[ترجمه ترگمان]آن ها می توانند با شکر و کرم خورده شوند و یا برای درست کردن ژله استفاده شوند، که با بازی خوش مزه است
[ترجمه گوگل]سپس با شکر و کرم خورده می شوند و یا برای استفاده از ژله میوه ای استفاده می شود که با بازی خوشمزه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. In addition, honey, jellyfish, holothurian, wild rice stem, celery, vinegar, medlar, water chest nut to falling blood pressure has certain effect.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، عسل، ستاره دریایی، holothurian، ساقه برنج وحشی، کرفس، سرکه، medlar، مهره سینه آب برای کاهش فشار خون تاثیر ویژه ای دارد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، عسل، چتر دریایی، هلوتوریان، ساقه برنج وحشی، کرفس، سرکه، چوب ماهی قزل آلا و مهره های سینه آب به کاهش فشار خون اثر خاصی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. OBJECTIVE To establish a method for determinating lycine in compound medlar granules by RP-HPLC.
[ترجمه ترگمان]OBJECTIVE برای ایجاد یک روش برای determinating lycine در ترکیب medlar با استفاده از RP - HPLC
[ترجمه گوگل]هدف: برای ایجاد یک روش برای تعیین لسیین در گرانول های گراز چوبی با استفاده از RP-HPLC
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Objective : To investigate the anti - skin aging effect and its mechanism of medlar through external use.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی اثر پیری ضد پوستی و مکانیسم its از طریق استفاده خارجی
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی اثر پیری پوست و مکانیسم آن از طریق استفاده خارجی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Take a small cup and in turn lay dioscoreae, medlar and taro in it.
[ترجمه ترگمان]یک فنجان کوچک بردارید و در عوض dioscoreae، medlar و تارو در آن را ببینید
[ترجمه گوگل]یک فنجان کوچک را بیرون بیاورید و به نوبه خود دایسکورهای، مدلر و تارو را در آن قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ازگیل (اسم)
medlar

درخت ازگیل (اسم)
medlar, shadbush

به انگلیسی

• any of several small eurasian trees whose fruit resembles the crabapple and is edible when over-ripe; fruit of a medlar tree

پیشنهاد کاربران

ازگیل
گیلان :کونوس
مازندران:کنس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما