media circus

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سیرکِ رسانه ای / نمایشِ رسانه ای
• جنجالِ رسانه ای / هیاهویِ تبلیغاتی
• پوششِ خبریِ اغراق آمیز و پرحاشیه
🔸 مثال ها:
• "The high - profile trial turned into a media circus, with journalists camping outside the courthouse for weeks. "
...
[مشاهده متن کامل]

این دادگاهِ پرمخاطب به یک سیرکِ رسانه ای تبدیل شد و روزنامه نگاران هفته ها در بیرونِ دادگاه اردو زدند.
• "The celebrity's divorce became a media circus, overshadowing more serious news. "
طلاقِ این سلبریتی به یک جنجالِ رسانه ای تبدیل شد و اخبارِ جدی تر را تحت الشعاع قرار داد.
• "The politician's scandal was treated like a media circus rather than a serious investigation. "
رسواییِ این سیاستمدار بیشتر به عنوانِ یک نمایشِ رسانه ای مطرح شد تا یک تحقیقِ جدی.