🔸 معادل فارسی:
• هجوم رسانه ای
• کارزار گسترده رسانه ای
• بمباران رسانه ای
• پوشش رسانه ای فشرده و گسترده
• موج تبلیغات و حضور پررنگ در رسانه ها
🔸 مثال ها:
• The candidate launched a media blitz before the election.
... [مشاهده متن کامل]
نامزد انتخاباتی پیش از انتخابات یک کارزار گسترده رسانه ای به راه انداخت.
• The company began a media blitz to promote its new product.
شرکت برای تبلیغ محصول جدیدش یک موج گسترده تبلیغات رسانه ای آغاز کرد.
• Following the scandal, the celebrity went on a media blitz to repair her public image.
پس از رسوایی، آن چهره مشهور با یک کارزار گسترده رسانه ای تلاش کرد تصویر عمومی خود را ترمیم کند.
• هجوم رسانه ای
• کارزار گسترده رسانه ای
• بمباران رسانه ای
• پوشش رسانه ای فشرده و گسترده
• موج تبلیغات و حضور پررنگ در رسانه ها
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
نامزد انتخاباتی پیش از انتخابات یک کارزار گسترده رسانه ای به راه انداخت.
شرکت برای تبلیغ محصول جدیدش یک موج گسترده تبلیغات رسانه ای آغاز کرد.
پس از رسوایی، آن چهره مشهور با یک کارزار گسترده رسانه ای تلاش کرد تصویر عمومی خود را ترمیم کند.