🔸 معادل فارسی:
• سنجیدن با / مقایسه کردن با
• ( در برابرِ چیزی ) ارزیابی کردن
• ( در معنایِ نظامی یا امنیتی ) اقدامِ متقابل کردن / تمهیدِ دفاعی اتخاذ کردن
🔸 مثال ها:
• ( مقایسه ) "How does this year's performance measure against last year's?"
... [مشاهده متن کامل]
( عملکردِ امسال در مقایسه با پارسال چگونه ارزیابی می شود؟ )
• ( سیاست ) "The opposition is trying to measure its influence against the ruling party. "
( اپوزیسیون در تلاش است تا نفوذِ خود را در برابرِ حزبِ حاکم بسنجد. )
• ( دفاعی ) "The military prepared new strategies to measure against any potential attack. "
( ارتش استراتژی هایِ جدیدی برایِ مقابله با هرگونه حمله یِ احتمالی آماده کرد. )
• ( اقتصاد ) "The GDP growth is measured against inflation to assess real economic progress. "
( رشدِ تولیدِ ناخالصِ داخلی در برابرِ تورم سنجیده می شود تا پیشرفتِ واقعیِ اقتصادی ارزیابی شود. )
• سنجیدن با / مقایسه کردن با
• ( در برابرِ چیزی ) ارزیابی کردن
• ( در معنایِ نظامی یا امنیتی ) اقدامِ متقابل کردن / تمهیدِ دفاعی اتخاذ کردن
🔸 مثال ها:
• ( مقایسه ) "How does this year's performance measure against last year's?"
... [مشاهده متن کامل]
( عملکردِ امسال در مقایسه با پارسال چگونه ارزیابی می شود؟ )
• ( سیاست ) "The opposition is trying to measure its influence against the ruling party. "
( اپوزیسیون در تلاش است تا نفوذِ خود را در برابرِ حزبِ حاکم بسنجد. )
• ( دفاعی ) "The military prepared new strategies to measure against any potential attack. "
( ارتش استراتژی هایِ جدیدی برایِ مقابله با هرگونه حمله یِ احتمالی آماده کرد. )
• ( اقتصاد ) "The GDP growth is measured against inflation to assess real economic progress. "
( رشدِ تولیدِ ناخالصِ داخلی در برابرِ تورم سنجیده می شود تا پیشرفتِ واقعیِ اقتصادی ارزیابی شود. )
مقایسه کردن چیزی با چیزی ( حرف اضافه:against )
he measured me against his mother: او من رو با مادرش مقایسه کرد
he measured me against his mother: او من رو با مادرش مقایسه کرد