means of subsistence

انگلیسی به انگلیسی

• way of surviving, way of keeping alive

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
این عبارت معمولاً با افعالی مانند Provide، Secure، یا Lose همراه می شود. در متون حقوقی و سیاسی، اغلب به عنوان یک حق اساسی انسانی ( حق برخورداری از وسایل معیشت ) مطرح می شود. تفاوت آن با Livelihood در این است که Livelihood مفهوم گسترده تری دارد و شامل کیفیت زندگی، کرامت و رضایت شغلی نیز می شود، در حالی که Means of Subsistence صرفاً به نیازهای اولیه مادی برای بقا اشاره دارد. این عبارت در مباحث توسعه، حقوق بشر و اقتصاد کاربرد بسیار بالایی دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 معادل فارسی:
• وسایل معیشت / منابع امرار معاش
• ابزارها یا منابع مورد نیاز برای بقا
• راه های تأمین نیازهای اولیه زندگی ( غذا، مسکن، پوشاک )
🔸 مثال ها:
• "Many rural families depend on farming as their primary means of subsistence. "
...
[مشاهده متن کامل]

بسیاری از خانواده های روستایی به کشاورزی به عنوان منبع اصلی امرار معاش خود وابسته هستند.
• "Without a stable job, he lost his means of subsistence and fell into poverty. "
بدون شغل پایدار، منبع امرار معاش خود را از دست داد و به فقر دچار شد.
• "The government provided emergency aid to those who had lost their means of subsistence after the flood. "
دولت به کسانی که پس از سیل منبع معیشت خود را از دست داده بودند، کمک اضطراری ارائه کرد.