means of

پیشنهاد کاربران

راه، شیوه، طریق
مثلا: We need a means of escape besides the main entrance
ما به طریقی ای برای فرار غیر از ورودی اصلی نیاز داریم
وسیله یا وسایلی از. . .
وسیله یا وسایلی برای. . .
. I haven't got any means of getting to London
من هیچ وسیله ای برای رفتن به لندن در اختیار ندارم
ابزار و وسایل چیزی
به منظورِ