maximise

جمله های نمونه

1. Use a diffuser to maximise the volume and curl of your hair.
[ترجمه ترگمان]از یک دیفیوزر استفاده کنید تا حجم و موهای خود را به حداکثر برسانید
[ترجمه گوگل]استفاده از یک diffuser برای به حداکثر رساندن حجم و پیچ خوردن موهای شما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Steps taken now to maximise your health will pay dividends later on.
[ترجمه ترگمان]گام هایی که اکنون برای به حداکثر رساندن سلامت تان برداشته می شوند بعدا سود سهام را پرداخت خواهند کرد
[ترجمه گوگل]بعدا اقداماتی که برای به حداکثر رساندن سلامتی شما انجام شده است، بعدا سود سهام را پرداخت خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We will actively manage your portfolio to maximise the return on your investment.
[ترجمه ترگمان]ما به طور فعال پورتفولیوی خود را مدیریت خواهیم کرد تا بازده سرمایه گذاری تان را به حداکثر برسانید
[ترجمه گوگل]ما به طور مرتب نمونه کارها را مدیریت می کنیم تا بازده سرمایه گذاری شما را به حداکثر برسانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Every opportunity to maximise the differences between school and college life was seized.
[ترجمه ترگمان]هر فرصتی برای به حداکثر رساندن تفاوت بین مدرسه و زندگی دانشکده گرفته شد
[ترجمه گوگل]هر فرصتی برای به حداکثر رساندن تفاوت های بین مدرسه و زندگی دانشگاهی گرفتار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. To maximise efficiency as an operator.
[ترجمه ترگمان]برای به حداکثر رساندن بهره وری به عنوان یک اپراتور
[ترجمه گوگل]برای به حداکثر رساندن کارایی به عنوان یک اپراتور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The decision-maker tries to maximise the objective up to the goal value but is not interested in values exceeding the goal.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گیرنده تلاش می کند تا هدف را تا رسیدن به ارزش هدف به حداکثر برساند، اما به ارزش های فراتر از هدف علاقه مند نیست
[ترجمه گوگل]تصمیم گیرنده تلاش می کند هدف را به حداکثر رساندن به ارزش هدف، اما علاقه مند به ارزش های بیش از هدف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. So to maximise the benefits to your metabolic rate, resolve never to crash diet again.
[ترجمه ترگمان]بنابراین برای به حداکثر رساندن مزایا به نرخ متابولیک شما، تصمیم به خراب شدن دوباره رژیم غذایی را ندارید
[ترجمه گوگل]بنابراین برای به حداکثر رساندن مزایای به میزان متابولیسم خود، هرگز رژیم غذایی را دوباره سقوط نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. However, while a narrow range of assets may maximise yield it also increases the exposure to risk.
[ترجمه ترگمان]با این حال، در حالی که یک محدوده باریک از دارایی ها می تواند بازده را به حداکثر برساند، خطر را نیز افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]با این حال، در حالی که طیف وسیعی از دارایی ها ممکن است به حداکثر رساندن عملکرد آن نیز افزایش قرار گرفتن در معرض خطر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The empire's goal was simple - to maximise the income Kylie, her records, videos and massive merchandising could earn.
[ترجمه ترگمان]هدف امپراطوری ساده بود - به حداکثر رساندن مالیات بر درآمد، سوابق او، ویدیو و تجارت عظیم می تواند درآمد داشته باشد
[ترجمه گوگل]هدف امپراتوری ساده بود - برای به حداکثر رساندن درآمد کایلی، رکوردها، فیلم ها و تجارت عظیم می توانست درآمد کسب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The aim is to maximise the number of solved problems while minimizing the number of conceptual problems and anomalies.
[ترجمه ترگمان]هدف به حداکثر رساندن تعداد مشکلات حل شده در حین به حداقل رساندن تعداد مشکلات مفهومی و بی قاعدگی ها می باشد
[ترجمه گوگل]هدف این است که به حداکثر رساندن تعداد مشکلات حل شده در حالی که به حداقل رساندن تعداد مشکلات مفهومی و ناهنجاری ها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The basic challenge for sustainable agriculture is to maximise the use of locally-available and renewable resources.
[ترجمه ترگمان]چالش اصلی برای کشاورزی پایدار، به حداکثر رساندن استفاده از منابع در دسترس و تجدیدپذیر است
[ترجمه گوگل]چالش اساسی برای کشاورزی پایدار به حداکثر رساندن استفاده از منابع محلی و قابل تجدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It also assumes that providers are free to manage their assets and personnel to maximise efficiency gains.
[ترجمه ترگمان]همچنین فرض می کند که ارایه دهندگان برای مدیریت دارایی ها و پرسنل خود برای به حداکثر رساندن دستاوردهای بهره وری آزاد هستند
[ترجمه گوگل]این نیز فرض می کند که ارائه دهندگان آزاد هستند تا دارایی و پرسنل خود را مدیریت کنند تا به حداکثر بردن بازدهی کارایی دست یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He said cash and personal belongings should be hidden away and staff rooms locked to maximise security.
[ترجمه ترگمان]او گفت که پول نقد و وسایل شخصی باید مخفی بوده و اتاق های کارکنان برای به حداکثر رساندن امنیت قفل شوند
[ترجمه گوگل]او گفت پول نقد و ملک شخصی باید پنهان شود و اتاق کارکنان برای به حداکثر رساندن امنیت قفل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The vendor will wish to protect their ability to maximise payments under the earn out.
[ترجمه ترگمان]فروشنده تمایل دارد که از توانایی خود برای به حداکثر رساندن پرداخت ها در زمان کسب درآمد محافظت کند
[ترجمه گوگل]فروشندگان بخواهند از توانایی آنها برای به حداکثر رساندن پرداخت تحت درآمد خود محافظت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• increase to the greatest amount or degree, magnify as much as possible; make the most of; make best use of something; (computers) enlarge a window to the maximum size in a graphical user interface (also maximize)

پیشنهاد کاربران

به حداکثر رساندن
بیشینه ( ماکزیمم ) کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما