1. ( مالی/بانکی – اصلی ) : به حداکثر حد مجاز ( سقف ) رساندن استفاده از یک کارت اعتباری، وام، خط اعتباری یا حساب بانکی.
مثال:
She maxed out on all her credit cards during the holiday shopping.
او در خریدهای تعطیلات، تمام کارت های اعتباری اش را تا سقف کشید.
... [مشاهده متن کامل]
۲. ( فیزیکی/ورزشی ) : به نهایت توان فیزیکی یا ظرفیت خود رسیدن؛ دیگر ناتوان از ادامه دادن بودن.
مثال:
He maxed out on his bench press at 250 pounds.
او در پرس سینه در ۲۵۰ پوند به حداکثر توانش رسید و دیگر نتوانست.
۳. ( عمومی/منابع ) : کاملاً مصرف کردن یا به پایان رساندن یک منبع، کالا یا فرصت.
مثال:
We maxed out on storage space and need a new hard drive.
ما فضای ذخیره سازی را کاملاً پر کرده ایم و یک هارد دیسک جدید نیاز داریم.
۴. ( استعاری/احساسی ) : به نقطه اشباع یا حد تحمل رسیدن در یک زمینه احساسی یا تجربی.
مثال:
I've maxed out on bad news for this week.
برای این هفته از اخبار بد سیر شدم / دیگه ظرفیت ندارم.
مثال:
او در خریدهای تعطیلات، تمام کارت های اعتباری اش را تا سقف کشید.
... [مشاهده متن کامل]
۲. ( فیزیکی/ورزشی ) : به نهایت توان فیزیکی یا ظرفیت خود رسیدن؛ دیگر ناتوان از ادامه دادن بودن.
مثال:
او در پرس سینه در ۲۵۰ پوند به حداکثر توانش رسید و دیگر نتوانست.
۳. ( عمومی/منابع ) : کاملاً مصرف کردن یا به پایان رساندن یک منبع، کالا یا فرصت.
مثال:
ما فضای ذخیره سازی را کاملاً پر کرده ایم و یک هارد دیسک جدید نیاز داریم.
۴. ( استعاری/احساسی ) : به نقطه اشباع یا حد تحمل رسیدن در یک زمینه احساسی یا تجربی.
مثال:
برای این هفته از اخبار بد سیر شدم / دیگه ظرفیت ندارم.
Max out on something یعنی زیاده روی کردن، افراط کردن ، تا انتها یا آخر ، چیزی را مصرف کردن مثال I maxed out on my credit card من کل کارت اعتباری ام رو خالی کردم.