mathematics

/ˌmæθəˈmætɪks//ˌmæθəˈmætɪks/

معنی: ریاضیات، علوم ریاضی
معانی دیگر: (با فعل مفرد) ریاضی (ریاضیات)، انگارش، گزمر، علوم دقیقه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (used with a sing. verb) the study of numbers and forms and their properties and relationships, using symbolic representation and systematically defined methods of proof.
مشابه: figure

جمله های نمونه

1. mathematics is a difficult subject
ریاضیات رشته ی سختی است.

2. mathematics is one of the basic sciences
ریاضیات یکی از علوم پایه است.

3. higher mathematics
ریاضیات پیشرفته

4. nasser teaches mathematics
ناصر ریاضیات درس می دهد.

5. a fiend at mathematics
اعجوبه ای در ریاضیات

6. a gift for mathematics
استعداد در ریاضیات

7. a guide to mathematics
کتاب راهنمای ریاضیات

8. a professor of mathematics
استاد ریاضیات

9. his grasp of mathematics is extraordinary
فهم ریاضی او فوق العاده است.

10. his knowledge of mathematics is modest but he claims too much
دانش ریاضی او ناچیز ولی ادعایش زیاد است.

11. the instruction of mathematics is difficult
یاد دادن ریاضی مشکل است.

12. a junior course in mathematics
کلاس ریاضی ویژه ی سال سوم

13. he is hopeless in mathematics
ریاضیات او بسیار خراب است.

14. he is well-grounded in mathematics
او خوب به ریاضی وارد است.

15. he wants to study mathematics at our university
او می خواهد در دانشگاه ما ریاضیات بخواند.

16. the high regions of mathematics
زمینه های عالی ریاضیات

17. he bettered his brother in mathematics
در ریاضیات بر برادرش پیشی گرفت.

18. he has a head for mathematics
او استعداد ریاضی دارد.

19. he has no peers in mathematics
در ریاضیات نظیر ندارد.

20. statistics is a branch of mathematics
آمار بخشی از ریاضیات است.

21. to instruct a class in mathematics
به کلاس ریاضی درس دادن

22. i don't have the mind for mathematics
من هوش ریاضیات را ندارم.

23. i got an a minus in mathematics
در ریاضیات الف منفی گرفتم.

24. in a short time he mastered mathematics
در مدتی کوتاه در ریاضیات چیره دست شد.

25. in this class the emphasis is on mathematics
در این کلاس تاکید روی ریاضیات است.

26. Mathematics is her favorite subject.
[ترجمه ترگمان]ریاضیات موضوع مورد علاقه اوست
[ترجمه گوگل]ریاضی موضوع مورد علاقه او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. He is hot in mathematics and chemistry.
[ترجمه ترگمان]او در ریاضیات و شیمی داغ است
[ترجمه گوگل]او در ریاضیات و شیمی داغ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. I am completely at home in mathematics.
[ترجمه ترگمان]من در ریاضیات به طور کامل در خانه هستم
[ترجمه گوگل]من به طور کامل در ریاضیات هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. He leads the class in mathematics.
[ترجمه ترگمان]او کلاس ریاضیات را رهبری می کند
[ترجمه گوگل]او کلاس را در ریاضیات هدایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. That student has an aptitude for mathematics.
[ترجمه ترگمان]آن دانش آموز استعداد ریاضی دارد
[ترجمه گوگل]این دانش آموز توانایی ریاضی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ریاضیات (اسم)
mathematics

علوم ریاضی (اسم)
mathematics

تخصصی

[کامپیوتر] ریاضیات
[ریاضیات] ریاضیان، ریاضی

به انگلیسی

• science of numbers and number patterns and forms; mathematical aspects of something
mathematics is a subject which involves the study of numbers, quantities, or shapes.

پیشنهاد کاربران

ریاضی
علوم ریاضی
انگارش
ریاضی، ریاضیات
ریاضیدان
ریاضیات ، ریاضی 👩‍👩‍👦‍👦
For someone who is studying mathematics at university
Necessary guidance was provided for shortcut actions in interest in nursing
برای فردی که دانشگاه محقق ریاضی میخواند
هدایت لازم را جهت اقدامات راه میان بر زدن را در به علاقه مندی در پرستاری ارائه داده شد
به معنی �محاسبات ریاضی� هم هست
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما