material picture

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
وضعیت مادی / واقعی
تصویر عینی از اوضاع
شرایط ملموس و واقعی
وضع زیرساختی و اقتصادی
🔸 مثال ها:
"Now, the country's material picture is considerably worse. "
حالا وضعیت مادی / عینی کشور به طرز قابل توجهی بدتر شده.
...
[مشاهده متن کامل]

"The material picture of the region changed drastically after the conflict. "
تصویر واقعی و مادی منطقه بعد از درگیری به شدت تغییر کرد.
"Analysts say the material picture doesn't match the government's optimistic claims. "
تحلیلگران می گن وضعیت واقعی با ادعاهای خوش بینانه دولت همخوانی نداره.