marquee issue

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• موضوع داغ، مسئله جنجالی و پربیننده
• موضوعی که در صدر اخبار و توجه رسانه ها قرار دارد
• مسئله برجسته و مطرح
🔸 مثال ها:
"The economy was the marquee issue of the debate, overshadowing all other topics. "
...
[مشاهده متن کامل]

اقتصاد موضوع اصلی و برجسته مناظره بود و همه موضوعات دیگر را تحت الشعاع قرار داد.
"For the fashion industry, sustainability is no longer a niche concern but a marquee issue. "
برای صنعت مد، پایداری دیگر یک دغدغه جزئی نیست، بلکه یک موضوع شاخص و اصلی است.
"The candidate's plan to address student debt became the marquee issue of his campaign. "
�برنامه آن نامزد برای رسیدگی به بدهی دانشجویی به موضوع اصلی و نمادین مبارزات انتخاباتی او تبدیل شد. �
"Immigration reform was a marquee issue in the last two presidential elections. "
اصلاحات مهاجرتی در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته یک موضوع داغ و پربیننده بود.