🔸 معادل فارسی:
اشباع بازار / رسیدن بازار به نقطه ی اشباع
در زبان محاوره ای:
بازار دیگه جا نداره، همه دارن همونو می فروشن، دیگه کسی نمی خره، بازار پر شده
🔸 تعریف ها:
1. ( اقتصادی – کلان ) :
... [مشاهده متن کامل]
وضعیتی که در آن تقاضا برای یک محصول یا خدمت به حداکثر رسیده و بازار دیگر ظرفیت جذب بیشتر را ندارد
مثال:
Smartphone sales have slowed due to market saturation.
فروش گوشی های هوشمند به دلیل اشباع بازار کند شده.
2. ( تجاری – رقابتی ) :
زمانی که شرکت ها برای رشد بیشتر مجبورند سهم بازار رقبا را بگیرند یا نوآوری کنند
مثال:
To survive market saturation, companies must innovate or diversify.
برای بقا در اشباع بازار، شرکت ها باید نوآوری یا تنوع ایجاد کنند.
3. ( تحلیلی – استراتژیک ) :
نقطه ای در چرخه ی عمر محصول که رشد فروش متوقف می شود و رقابت شدیدتر می شود
مثال:
The product reached market saturation after five years of rapid growth.
محصول پس از پنج سال رشد سریع به اشباع بازار رسید.
🔸 مترادف ها:
full market penetration – demand plateau – oversupply – competitive saturation
🔸 نکته ی فرهنگی:
در دنیای کسب وکار، market saturation یک هشدار است—یعنی شرکت ها باید مسیر جدیدی پیدا کنند: نوآوری، تنوع محصول، ورود به بازارهای جدید یا تغییر مدل درآمدی.
مثلاً شرکت هایی مثل Apple یا IBM با معرفی خدمات جدید یا ارتقاء محصولات قدیمی، از اشباع بازار عبور کردند.
اشباع بازار / رسیدن بازار به نقطه ی اشباع
در زبان محاوره ای:
بازار دیگه جا نداره، همه دارن همونو می فروشن، دیگه کسی نمی خره، بازار پر شده
🔸 تعریف ها:
1. ( اقتصادی – کلان ) :
... [مشاهده متن کامل]
وضعیتی که در آن تقاضا برای یک محصول یا خدمت به حداکثر رسیده و بازار دیگر ظرفیت جذب بیشتر را ندارد
مثال:
فروش گوشی های هوشمند به دلیل اشباع بازار کند شده.
2. ( تجاری – رقابتی ) :
زمانی که شرکت ها برای رشد بیشتر مجبورند سهم بازار رقبا را بگیرند یا نوآوری کنند
مثال:
برای بقا در اشباع بازار، شرکت ها باید نوآوری یا تنوع ایجاد کنند.
3. ( تحلیلی – استراتژیک ) :
نقطه ای در چرخه ی عمر محصول که رشد فروش متوقف می شود و رقابت شدیدتر می شود
مثال:
محصول پس از پنج سال رشد سریع به اشباع بازار رسید.
🔸 مترادف ها:
🔸 نکته ی فرهنگی:
در دنیای کسب وکار، market saturation یک هشدار است—یعنی شرکت ها باید مسیر جدیدی پیدا کنند: نوآوری، تنوع محصول، ورود به بازارهای جدید یا تغییر مدل درآمدی.
مثلاً شرکت هایی مثل Apple یا IBM با معرفی خدمات جدید یا ارتقاء محصولات قدیمی، از اشباع بازار عبور کردند.