🔸 معادل فارسی:
میدان بازار / حیاط بازار / فضای عمومی بازار / صحن بازار
در زبان محاوره ای:
اون قسمت وسط بازار که همه جمع می شن، بساط پهن می کنن، خرید و فروش می شه
🔸 تعریف ها:
1. ( شهری – معماری ) :
... [مشاهده متن کامل]
فضای باز و عمومی در دل بازار که محل تجمع فروشندگان و خریداران است؛ معمولاً مرکز فعالیت های بازار و نقطه ی تعامل اجتماعی
مثال:
The market court was filled with colorful stalls and lively chatter.
میدان بازار پر از بساط های رنگارنگ و گفت وگوی پرجنب وجوش بود.
2. ( فرهنگی – اجتماعی ) :
محلی برای گردهمایی مردم، تبادل کالا، و گاهی اجرای مراسم محلی یا فرهنگی
مثال:
Local musicians performed in the market court during the harvest festival.
در جشن برداشت، نوازندگان محلی در میدان بازار اجرا کردند.
3. ( تاریخی – سنتی ) :
در شهرهای قدیمی، market court اغلب قلب اقتصادی شهر بوده و با معماری خاص، فواره، یا بنای نمادین تزئین می شده
مثال:
The historic market court in Florence is surrounded by artisan shops and caf�s.
میدان تاریخی بازار در فلورانس با مغازه های صنایع دستی و کافه ها احاطه شده.
🔸 مترادف ها:
market square – bazaar courtyard – public plaza – trading court
میدان بازار / حیاط بازار / فضای عمومی بازار / صحن بازار
در زبان محاوره ای:
اون قسمت وسط بازار که همه جمع می شن، بساط پهن می کنن، خرید و فروش می شه
🔸 تعریف ها:
1. ( شهری – معماری ) :
... [مشاهده متن کامل]
فضای باز و عمومی در دل بازار که محل تجمع فروشندگان و خریداران است؛ معمولاً مرکز فعالیت های بازار و نقطه ی تعامل اجتماعی
مثال:
میدان بازار پر از بساط های رنگارنگ و گفت وگوی پرجنب وجوش بود.
2. ( فرهنگی – اجتماعی ) :
محلی برای گردهمایی مردم، تبادل کالا، و گاهی اجرای مراسم محلی یا فرهنگی
مثال:
در جشن برداشت، نوازندگان محلی در میدان بازار اجرا کردند.
3. ( تاریخی – سنتی ) :
در شهرهای قدیمی، market court اغلب قلب اقتصادی شهر بوده و با معماری خاص، فواره، یا بنای نمادین تزئین می شده
مثال:
میدان تاریخی بازار در فلورانس با مغازه های صنایع دستی و کافه ها احاطه شده.
🔸 مترادف ها: