• of or pertaining to mary (mother of jesus); of or pertaining to some other mary (mary tudor of england or queen of scots) female first name; follower of the virgin mary
پیشنهاد کاربران
اینکه نام " مریم " گُل خوشبوی است هیچ بحثی در زبان فارسی نیست و احتمال اینکه نام " مریم " در مصر باستان بوده ، به معنی "محبوب" و دوست داشتنی " قابل پذیرش است در هر صورت مریم از زبان آرامی� گرفته شده یعنی دریای تلخ و ناآرام ، ... [مشاهده متن کامل]
�در زبان عبری به صورت" مِریام" آمده، " مر " یعنی تلخ� و " یام " یعنی دریا" مریم در زبان های اروپایی به " ماریا " تبدیل شده است و معنی های از جمله :"سرور "، بانو " می دهد رضاضحاکی راحت دبیرومدرس تاریخ و ادبیات و. . .
mariya در اوستا ذکر شده به معنی: ویران کردن، نیست، نابودکردن، یکسره تباه کردن! . . .