mantra

/ˈmæntrə//ˈmæntrə/

(آیین هندوها) سرود، قرائت (به ویژه خواندن آهنگین ودا)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a Hindu sacred formula to be spoken or sung in prayer.

جمله های نمونه

1. A personal mantra is sometimes repeated as an aid to meditation or prayer.
[ترجمه ترگمان]یک شعار شخصی گاهی به عنوان کمک به مدیتیشن یا عبادت تکرار می شود
[ترجمه گوگل]یک ماندگار شخصی گاهی اوقات به عنوان کمک به مدیتیشن یا نماز تکرار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Treasury Secretary has stuck to his mantra that 'a strong dollar is in America's interest'.
[ترجمه ترگمان]وزیر خزانه داری به شعار خود پایبند است مبنی بر اینکه یک دلار قوی به نفع آمریکا است
[ترجمه گوگل]وزیر خزانه داری به ماندگارش وابسته است: 'دلار قوی در علاقه آمریکا است'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Listening to customers is now part of the mantra of new management in public services.
[ترجمه ترگمان]گوش دادن به مشتریان در حال حاضر بخشی از شعار مدیریت جدید در خدمات عمومی است
[ترجمه گوگل]گوش دادن به مشتریان در حال حاضر بخشی از ماندرا مدیریت جدید در خدمات عمومی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But the mantra serves mainly to remind me of my deep attachment to the nubble.
[ترجمه ترگمان]اما این شعار به طور عمده مرا به یاد دلبستگی عمیق من به the می اندازد
[ترجمه گوگل]اما ماندگار عمدتا به من یادآوری وابستگی عمیق من به خنجر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This is a mantra that has proved to be a winning argument in the past.
[ترجمه ترگمان]این یک شعار است که ثابت شده است در گذشته یک استدلال برنده شده است
[ترجمه گوگل]این یک ماندرا است که ثابت کرده است که در گذشته استدلال برنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Flattening tax rates has fast become the mantra of reform-minded politicians.
[ترجمه ترگمان]نرخ مالیات بر ضد مالیات به سرعت شعار سیاستمداران اصلاح طلب شده است
[ترجمه گوگل]نرخ مالیات بر روی زمین به سرعت تبدیل به ماندگار سیاستمداران اصلاح طلب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She repeated a Chinese mantra that it opposes attempts to politicise these issues or use them to erect new trade barriers.
[ترجمه ترگمان]او یک شعار چینی را تکرار کرد که مخالف تلاش برای سیاسی کردن این مسائل یا استفاده از آن ها برای ایجاد موانع تجاری جدید است
[ترجمه گوگل]او مکتب چینی را تکرار کرد که با تلاش برای سیاست گذاری این مسائل مخالف است و یا از آنها برای ایجاد موانع تجاری جدید استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The first such technique is the howitzer mantra. Prepare a mantra that works for you.
[ترجمه ترگمان]اولین تکنیک این روش خمپاره انداز است یک شعار را آماده کنید که برایتان کارساز باشد
[ترجمه گوگل]اولین تکنیک این ماتریس هاویتزر است یک مادری را که برای شما کار می کند آماده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We trot out the old Blair mantra from memory.
[ترجمه ترگمان]ما شعار قدیمی بلر را از حافظه رد می کنیم
[ترجمه گوگل]ما مانترای قدیمی بلر را از حافظه می بریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. 'I have a mantra: You can do more for yourself than I can do for you, ' says Raymond Scalettar, a Washington, D. C., rheumatologist and former chairman of the American Medical Association.
[ترجمه ترگمان]ریموند Scalettar، واشنگتن دی سی می گوید: من یک شعار دارم: شما می توانید برای خود بیش از آنچه که من برای شما انجام می دهم، انجام دهید ج, و رئیس سابق انجمن پزشکی آمریکا
[ترجمه گوگل]ریموند اسکالت استار، یک واکسن، دی سی، روماتولوژیست و رئیس سابق انجمن پزشکی آمریکا می گوید: 'من یک مونترا دارم: شما می توانید برای خودتان بیشتر کار کنید تا بتوانم برای شما انجام دهم '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A veneration of the ancient is the movement's mantra and han fu is its uniform.
[ترجمه ترگمان]احترام باستانی ancient است و کنگ فو اونیفورم مخصوص آن است
[ترجمه گوگل]احترام باستان، جنبه جنبش است و هان فو آن یکنواخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mantra in Hinduism and Buddhism, mystic words used in ritual and meditation.
[ترجمه ترگمان]Mantra در آیین هندو و بودایی، واژه های عرفانی در مراسم و مراقبه به کار می رفتند
[ترجمه گوگل]مندی در هندوئیسم و ​​بودیسم، کلمات عارفانه در مراسم و مدیتیشن استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. That is why the Mantra of Prajna Paramita was spoken.
[ترجمه ترگمان]به همین دلیل است که mantra of حرف می زدند
[ترجمه گوگل]به همین دلیل است که منبر Prajna Paramita صحبت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Although the mantra is definitely efficacious, still, you have to samadhi.
[ترجمه ترگمان]با اینکه این شعار قطعا موثر و موثر است، اما هنوز هم باید به این کار ادامه دهید
[ترجمه گوگل]اگرچه ماندرا قطعا کارآمد است، هنوز هم باید به ساماداهی بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[یوگا] صوت یا ارتعاشهای انرژی که ذهن را از محدودیتهایش آزاد می کنند - ذکر

به انگلیسی

• word or combination of words that are chanted or sung as a prayer or incantation (hinduism)

پیشنهاد کاربران

تکرار یک عمل
ورد، ذکر
شعار
ورد . ذکر
شعار
My main mantra شعار مهم من . شعار همیشگی من
That was my mantra
اون تکیه کلام من بود
کلام مقدس
ذکر
کلمات مثبت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما