mama

/ˈmɑːmə//məˈmɑː/

معنی: مامان، مادر
معانی دیگر: (زبان بچگانه) مادر، ننه، ننه جان (mamma هم می نویسند)، mamma مادر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) mother.
مشابه: mother

جمله های نمونه

1. Mama always said life was like a box of chocolates. You never know what you're gonna get.
[ترجمه ترگمان]مامان همیشه می گفت زندگی شبیه یه جعبه شکلاته تو هیچ وقت نمی فهمی چی گیرت میاد
[ترجمه گوگل]مامان همیشه گفت: زندگی مثل یک جعبه شکلات بود شما هرگز نمی دانید چه چیزی می خواهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mama,thank you for who I am.
[ترجمه a] مامان، ممنون برای کسی ک هستم
|
[ترجمه ترگمان] مامان، ممنون که کی هستم
[ترجمه گوگل]مادر، متشکرم که من هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There's a good-looking mama sitting at the bar.
[ترجمه ترگمان]یه مامان خوش قیافه کنار بار نشسته
[ترجمه گوگل]یک خانم خوب به نظر می رسد که در نوار نشسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Your mama and I are gonna miss you at Christmas.
[ترجمه ترگمان] من و مامانت در کریسمس دلمون برات تنگ میشه
[ترجمه گوگل]مادر و من شما را در کریسمس از دست می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Mama met me at the station.
[ترجمه ترگمان] مامان من رو تو ایستگاه ملاقات کرد
[ترجمه گوگل]مادر مرا در ایستگاه ملاقات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mama gave me a big hug.
[ترجمه ترگمان]مامان یه بغل گنده بهم داد
[ترجمه گوگل]مادر به من یک آغوش بزرگ داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. MAMA puts new mothers in touch with each other, for mutual support and friendship.
[ترجمه ترگمان]MAMA مادران جدیدی را در ارتباط با یکدیگر، برای حمایت و دوستی متقابل قرار می دهد
[ترجمه گوگل]MAMA مادران جدید را در ارتباط با یکدیگر برای حمایت متقابل و دوستی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I am engaged to Mr. Worthing, mama.
[ترجمه ترگمان] من با آقای \"Worthing\" نامزد کردم، مامان
[ترجمه گوگل]من با آقای وورتینگ، مامان مشغول به کار هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. That whole year, I never saw Mama drunk.
[ترجمه ترگمان] کل سال، من هیچوقت مامان رو مست ندیدم
[ترجمه گوگل]این سال تمام من مامان مست را ندیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Your mama sent word for me to do this.
[ترجمه ترگمان] مامانت برام پیغام فرستاد که این کارو بکنم
[ترجمه گوگل]مادر شما برای من این کار را انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Certainly Mama was immensely gratified by the renewed attention that was being paid to him.
[ترجمه ترگمان]مسلما مامان از این توجه مجدد که به او پول داده بود خشنود بود
[ترجمه گوگل]مطمئنا مام از توجه جدیدی که به او پرداخت می شد، بسیار مفتخر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mama was annoyed with me for leaving my baby brother asleep on the big bed in the playroom.
[ترجمه ترگمان]مامان از من ناراحت بود که برادرم را در تخت خواب بزرگ اتاق خواب ترک کرده بود
[ترجمه گوگل]مادرم با من ازدواج کرد که مادربزرگم را بر روی تخت بزرگ در اتاق بازی ترک کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I saw more of Mama and Dad in those months, too, than I had since my years in dental school.
[ترجمه ترگمان]من بیشتر از سال ها پیش مامان و بابا را در مدرسه دندان پزشکی دیدم
[ترجمه گوگل]در آن ماهها، بیشتر از مادر و پدرم را دیدم که از سالهای سال تحصیل در مدرسه دندانپزشکی بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. And while we were in there, Mama let me drink real coffee.
[ترجمه ترگمان]و وقتی اونجا بودیم، مامان بهم اجازه داد یه قهوه واقعی بخورم
[ترجمه گوگل]و در حالی که ما آنجا بودیم، مادر اجازه داد من قهوه واقعی بخورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مامان (اسم)
mammy, mamma, mama

مادر (اسم)
mamma, mum, mother, mama, mater, matriarch, stepmother

به انگلیسی

• mother, mamma (informal); woman (slang); wife (slang)
mama means the same as mother; an old-fashioned word.

پیشنهاد کاربران

مامان
اشاره به فیلم Mama2014
در اهنگ turn the night up انریکه ایگلسیاس به معنی خانم است
مادر ، مامان
خانم جون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما