( اسم/صفت – فرانسوی/ایتالیایی/ادبی )
🔸 معادل فارسی:
• زن شرور
• زن تبهکار
• زن فریبکار
🔸 مثال ها:
• Cette vieille malandrine a encore vol� des pommes au march�.
این زن شرورِ پیر باز هم از بازار سیب دزدید.
... [مشاهده متن کامل]
• Le malandrine sono note per la loro astuzia e malizia.
زنان فریبکار به زیرکی و حیله گری معروفند ( ایتالیایی )
• Dans l'obscurit� des ruelles �troites, chaque ombre �voquait une malandrine pr�te � surgir.
در تاریکی کوچه های تنگ، هر سایه یادآور زن شروری بود که آمادهٔ جهیدن است. .
• The poor Cagots in Brittany petitioned against their opprobrious name, and begged to be distinguished by the appellation of Malandrins.
کاگوهای بینوا در بریتانی علیه نام ننگینشان شکایت کردند و خواستار آن شدند که با عنوان مالاندرین شناخته شوند .
🔸 معادل فارسی:
• زن شرور
• زن تبهکار
• زن فریبکار
🔸 مثال ها:
این زن شرورِ پیر باز هم از بازار سیب دزدید.
... [مشاهده متن کامل]
زنان فریبکار به زیرکی و حیله گری معروفند ( ایتالیایی )
در تاریکی کوچه های تنگ، هر سایه یادآور زن شروری بود که آمادهٔ جهیدن است. .
کاگوهای بینوا در بریتانی علیه نام ننگینشان شکایت کردند و خواستار آن شدند که با عنوان مالاندرین شناخته شوند .