🔸 معادل فارسی:
• تیتر یک شدن، توی روزنامه ها آمدن
• جلب توجه رسانه ها کردن ( معمولاً به خاطر کار مهم، رسوایی، یا اتفاق عجیب )
• مشهور ( یا بدنام ) شدن در سطح اخبار
🔸 مثال ها:
• ( موفقیت )
... [مشاهده متن کامل]
"The young scientist's discovery made the papers across the country. "
کشف این دانشمند جوان توی روزنامه های سراسر کشور آمد.
• ( رسوایی )
"He thought his secret affair was safe, but after the leak, he made the papers. "
فکر می کرد رابطه پنهانی اش در امان است، اما بعد از لو رفتن، تیتر یک روزنامه ها شد.
• ( طنز/غیرمنتظره )
I once made the papers for winning a hot - dog eating contest. Not my finest moment.
یک بار به خاطر بردن مسابقه هات داگ خوردن توی روزنامه ها آمدم. بهترین لحظه زندگیم نبود.
• ( مستقیم )
"If you do something stupid enough, you'll make the papers – just not the way you want. "
اگر به اندازه کافی کار احمقانه ای بکنی، توی روزنامه ها می آیی – اما نه جوری که دوست داری.
• تیتر یک شدن، توی روزنامه ها آمدن
• جلب توجه رسانه ها کردن ( معمولاً به خاطر کار مهم، رسوایی، یا اتفاق عجیب )
• مشهور ( یا بدنام ) شدن در سطح اخبار
🔸 مثال ها:
• ( موفقیت )
... [مشاهده متن کامل]
کشف این دانشمند جوان توی روزنامه های سراسر کشور آمد.
• ( رسوایی )
فکر می کرد رابطه پنهانی اش در امان است، اما بعد از لو رفتن، تیتر یک روزنامه ها شد.
• ( طنز/غیرمنتظره )
یک بار به خاطر بردن مسابقه هات داگ خوردن توی روزنامه ها آمدم. بهترین لحظه زندگیم نبود.
• ( مستقیم )
اگر به اندازه کافی کار احمقانه ای بکنی، توی روزنامه ها می آیی – اما نه جوری که دوست داری.