make stick

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت با prove ( اثبات کردن ) و enforce ( اجرا کردن )
prove بر اثبات منطقی و قضایی تأکید دارد، enforce بر اجرای قانون و اعمال قدرت تمرکز دارد، در حالی که make stick بر موفق شدن در تثبیت و ماندگار کردن چیزی، به ویژه اتهام یا قانون تأکید می کند و بار معنایی مقاوم شدن در برابر رد شدن را قوی تر منتقل می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

در بافت حقوقی، make charges stick به معنای اثبات اتهامات در دادگاه است و در متون خبری و سیاسی آمریکا بسیار رایج است.

🔸 معادل فارسی:
به کرسی نشاندن؛ تثبیت کردن؛ اثبات کردن؛ جا انداختن؛ عملی و پایدار کردن؛ ماندگار کردن
🔸 مثال ها:
• The president has long sought charges against Comey but has struggled to make them stick.
...
[مشاهده متن کامل]

رئیس جمهور مدت هاست به دنبال طرح اتهام علیه کومی است اما برای تثبیت و اثبات آن ها تقلا کرده است.
• The prosecutor worked hard to make the charges stick.
دادستان سخت تلاش کرد تا اتهامات را تثبیت و اثبات کند.
• It’s easy to accuse someone, but hard to make it stick.
متهم کردن کسی آسان است، اما اثبات و تثبیت آن دشوار است.