• ( در استعاره ) تصمیم اشتباه گرفتن
مثال:
I wanted a quiet life, but I made one left instead of a right and ended up in the chaos of politics.
من زندگی آرام می خواستم، اما یک تصمیم اشتباه گرفتم و به هرج و مرج سیاست کشیده شدم.
... [مشاهده متن کامل]
He wanted to be a doctor, but he made one left instead of a right and became a comedian.
او می خواست دکتر شود، اما یک تصمیم اشتباه گرفت و کمدین شد.
مثال:
من زندگی آرام می خواستم، اما یک تصمیم اشتباه گرفتم و به هرج و مرج سیاست کشیده شدم.
... [مشاهده متن کامل]
او می خواست دکتر شود، اما یک تصمیم اشتباه گرفت و کمدین شد.